غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
289
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
و شانزده روز بود اوقات حياتش را سى و هشت سال و پنج ماه گفتهاند و نقش خاتمش را الحمد للّه الذى ليس كمثله شيئى و هو خالق كل شيئى نوشتهاند گفتار در ذكر بعضى از وقايع كه در اوايل ايام دولت مقتدر روى نمود و بيان آنكه سبب قتل حسين بن منصور حلاج چه بود ارباب اخبار آوردهاند كه مقتدر در سن سيزده سالگى خلعت خلافت پوشيد لاجرم اهل عالم آغاز قيلوقال كرده زبان عيبجويان دراز گرديد و عباس بن حسين از اهتمام در آن امر پشيمان گشته قصد نمود كه ابو عبد اللّه محمد بن المعتمد را بر مسند خلافت نشاند و بحسب اتفاق محمد در آن ايام فوت شد آنگاه عباس داعيه كرد كه يكى از اولاد متوكل را كه ابو الحسن كنيت داشت لباس حكومت پوشاند قضا را آن شخص نيز از عقب محمد روى بملك ابد آورد و امر فرماندهى باراده الملك القادر بر مقتدر قرار يافته در سنهء ست و تسعين و مأتين حسين بن حمدان بسعى طاهر عباس بن حسين را بكشت و باتفاق بعضى از امراء عبد اللّه بن معتز را بخلافت برداشت و او را المرتضى باللّه لقب نهاده همت بر دفع مقتدر گماشت و مقتدر باتفاق مونس خادم و بعضى ديگر از مخصوصان با حسين محاربه نموده بظفر و نصرت اختصاص يافت و حسين با اكثر اتباع پسر معتز گرفتار گشته عنان به طرف ملك آخرت تافت و المرتضى باللّه آن روز از معركه گريخته آخر الامر او نيز بدست افتاد و رخت هستى بباد فنا داد آنگاه مقتدر منصب وزارت را بابو الحسن على بن محمد بن الفرات ارزانى داشت و در سنهء مذكوره حافظ ابو الحسن محمد بن الحسن بن حبيب القاضى الوداعى كه در علم حديث مسندى نوشته بود علم عزيمت بجانب عالم عقبى برافراشت و هم درين سال محمد بن داود بن الجراح الاخبارى وفات يافت و در سنهء سبع و تسعين و مأتين يوسف بن اسحاق القاضى مصنف سنن بجوار مغفرت ذو المنن شتافت و هم در اين سال ابو محمد داود بن على بن خلف الاصفهانى بعالم جاودانى انتقال كرد كتاب الوصول فى معرفة الاصول و كتاب انذار و اعذار از جملهء مصنفات اوست و در همين سال سيد الطائفه شيخ ابو القاسم جنيد بن محمد نهاوندى بغدادى از عالم انتقال نمود لقبش قواريرى و زجاج و خزاز است آن جناب را قواريرى و زجاج از آن گويند كه پدر وى آبگينه فروختى و چنانچه در تاريخ امام يافعى مسطور است شيخ جنيد به عمل خز مشغولى مىنمود بنابرآن بخزاز ملقب گشت و شيخ جنيد گاهى بوعظ اشتغال مىنمود و بصيقل نصايح زنگ ضلال از مرآت خواطر اكابر و اصاغر ميزد و در سنهء ثمان و تسعين و مأتين سيد يحيى ولد حسين بن قاسم بن ابراهيم طباطبا از عالم فنا به منزل بقا انتقال كرد و آن جناب هادى لقب داشت و در علم و زهد درجهء كمال يافته امام و مقتداء طايفهء زيديه شد در تحفة الملكيه مسطور است كه قوت و شجاعت سيد يحيى بمرتبهء بود كه نقش تنكه را به مجرد مس انامل محو مينمود