غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
249
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
و قاصد در عرض ده روز از رى بمرو رسيده آن خبر بهجتاثر بمأمون رسانيد و در آن روز اعيان و اشراف خراسان بخلافت بر وى سلام كردند نقلست كه روزى امين باتفاق كوثر خادم در كنار دجله شست در آب افكنده بگرفتن ماهى اشتغال داشت كه ناگاه شخصى از گريختگان سپاه على بن عيسى بدانجا رسيده حكايت محاربه و كيفيت قتل على بن عيسى را آغاز كرد امين گفت كه دست ازين سخنان بازدار كه كوثر دو ماهى گرفته و من تا غايت هيچ صيد نكردهام و چون آن صاحب دولت صايب تدبير از آن امر خطير بازپرداخت عبد الرحمن بن جبله انبارى را بمقاتله طاهر ذو اليمينين روان ساخت ذكر ابتلاء بغداديان بانواع جنگ و شين و كشته شدن امين بسعى طاهر بن حسين ارباب اخبار آوردهاند كه چون خبر قتل على بن عيسى در بغداد بتحقيق پيوست عبد الرحمن بن جبله بفرمودهء امين با سى هزار مرد خنجرگذار كمر محاربت طاهر بر ميان بست و در نواحى همدان بين الجانبين مقاتله دست داده بغداديان قبل از آنكه دست بتيغ و سنان برند پشت بر معركه كرده به شهر درآمدند و طاهر آن بلده را محاصره كرده بعد از انقضاء يك ماه عبد الرحمن بامان بيرون آمد و با طاهر شرط و پيمان در ميدان آورده با اتباع خويش بر يك جانب معسكر خراسانيان منزل گزيد و پس از روزى چند از وقوع اختلاط و انبساط به بسط بساط غدر قيام نموده شبى بىخبر بر سر طاهر تاخت و لواء كشش و كوشش مرتفع ساخت و با وجود اين حال طاهر دل از جاى نبرده در ميدان نبرد چندان قتال كرد كه عبد الرحمن با جمعى از دليران كشته گشت و اينخبر ببغداد رسيده امين لشكر ديگر بدفع طاهر روانه گردانيد و آنجماعت قبل از ملاقات با ذو اليمينين طالب طريق سلامت شده بدار السلام مراجعت نمودند و در خلال اين احوال هرثمة بن اعين برسم مدد از جانب خراسان بعراق آمده در حلوان بطاهر پيوست و جراة طاهر پس از وصول آن سپاه از پيشتر بيشتر شده به طرف اهواز و بصره شتافت و بهرديار كه رسيد عمال امين را بيرون كرده گماشتهء خود نصب نمود لاجرم تزلزل تمام ببناء دولت امين راه يافت و در روز يكشنبه يازدهم رجب سنهء سته و تسعين و مائه حسين بن على بن عيسى بن ماهان اظهار هوادارى مامون كرده جمعى را با خود متفق ساخت و رقم خلع بر صحيفهء حال امين كشيد و روز ديگر اعيان لشكر از حسين ارزاق طلبيده آن بو الفضول از سرانجام مهمى كه پيش گرفته بود عاجز شد و بسعى محمد بن خالد نوبت ديگر امين بر مسند خلافت نشسته از سر جريمهء حسين درگذشت و او را خلعت پوشانيد اما حسين آبروى مروت ريخته بجانب خراسان گريخت و جمعى از عساكر بغداد او را تعاقب نموده بقتل رسانيدند و سرش را نزد امين بردند و درين سال چند نوبت امين بتجهيز جنود اقدام فرموده بحرب