غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
175
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
پسران قبيصة بن مهلب را بكشتند و نعمان بن ابراهيم بن مالك اشتر و محمد بن اسحق بن اشعث را با عورات اسير كرده مع رؤس مقتولان پيش مسلمه فرستادند مسلمه اسيران را بنابر نذرى كه كرده بود به صد هزار درم بجراح بن عبد اللّه حكمى فروخت اما آن وجه را نطلبيد پوشيده نماند كه آل مهلب در ميان اشراف و اعيان بجود و سخاوت اشتهار تمام داشتهاند و شعرا در مدايح ايشان قصايد غرا بر لوح بيان نگاشتهاند در تاريخ يافعى مسطور است كه اجمع علماء التاريخ انه لم يكن فى دولة بنى اميه اكرم من بنى المهلب لم يكن فى دولة بنى العباس اكرم من برامكه و از جملهء اولاد مهلب يزيد و زياد و مدرك در يكسال متولد شده بودند و يك بار كشته گشتند و مدت عمرشان چهل و هشت سال بود و در سنهء مذكوره يعنى اثنى و مائه يزيد بن عبد الملك امارت عراق و خراسان را بعمرو بن هبيره داد و عمرو سعيد بن عمرو الجرشى را از قبل خويش بخراسان فرستاد و سعيد بعد از ضبط خراسان فى سنهء ثلث و مائه لشكرى بماوراء النهر ارسالداشت تا اهالى آن ولايت را كه سر از حلقهء مصالحه پيچيده جزيه نميدادند بار ديگر مطيع و منقاد گردانيدند و در سنهء اربع و مائه عمرو بن هبيره بسعايت بعضى از اهل حسد سعيد بن عمرو را از آن عمل معزول كرده مسلم بن سعيد بن اسلم الكلابى را قايممقامش ساخت ذكر بعضى از اكابر انام كه ايام حيات ايشان در زمان ايالت يزيد بنهايت انجاميد در سنهء احدى و مائه بروايت اكثر مورخان حسن بن محمد بن حنفيه رضوان اللّه عليهما بجنت اعلى انتقال نمود و جمال حال حسن بوفور علم و عقل مزين و محلى بود و همدرين سال ابراهيم ابن جبير المدنى و ابراهيم بن عبد اللّه بن سعيد بن عباس الهاشمى قطامى كه از جملهء مشاهير شعراء عربست و بشير بن بشار المدنى الفقيه و عبد الرحمن بن كعب بن مالك الانصارى و ابو بكر بن موسى الاشعرى وفات يافتند و احوال اين جماعت چيزى كه لايق بسياق اين كتاب تواند بود بوضوح نهپيوست بنابرآن به مجرد تعداد اسامى ايشان اختصار نمود و همدرين سال عايشه بنت طلحة بن عبيد اللّه التيمية كه يكى از عقيلتى قريش است و مصعب بن زبير مدتها در تمناى او بود بالاخره به مبلغ صد هزار دينار او را عقد فرمود از عالم انتقال نمود و در سنهء اثنى و مائه يزيد بن ابى مسلم الثقفى كه كاتب حجاج بود و در ميدان فصاحت و كتابت و عقل و فراست گوى مسابقت از امثال و اقران مىربود وفات يافت گويند كه نوبتى سليمان بن عبد الملك يزيد بن ابى مسلم را گفت كه ايامى بينى صاحب خود يعنى حجاج را كه در قعر جهنم فرورفته و در ميان شعلات نيران منزل گرفته يزيد گفت همچنين مگوى يا امير المومنين بدرستى كه حجاج دشمن ميداشت دشمن شما را و با دوست شما دوست بود پس او در روز قيامت بر يمين عبد الملك و بر يسار وليد خواهد بود و او را خواهند برد به جائى كه دوست دارد و بروايتى گفت كه حجاج را در ميان پدر و برادر تو حشر خواهند كرد و سليمان