غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

14

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

من از رسول ( ص ) شنيدم كه ميگفت ( من احب عليا فقد احبنى و من ابغض عليا فقد ابغضنى ) يعنى هركه على را دوست دارد پس بدرستى كه مرا دوست دارد و هركه دشمن دارد على را پس بدرستى كه مرا دشمن داشته باشد نظم دوستى على به حق خدا * دست گيرد تو را بهر دو سرا دشمنى وى افكند در چاه * هم ببرهان عاد من عاداه و حافظ ابو نعيم در حلية الاولياء روايت نموده كه امام عاليمقام حسن بن على مرتضى رضى اللّه تعالى عنهما گفت كه رسول صلى اللّه عليه و سلم مرا گفت كه بخوان براى من سيد عرب يعنى على مرتضى را پس گفت عايشه رضى اللّه عنها كه آيا تو نيستى سيد عرب فقال صلى اللّه عليه و سلم انا سيد ولد آدم و على سيد العرب ) و چون امير المؤمنين على رضى اللّه عنه حاضر شد رسول ص كس فرستاد تا انصار را احضار كردند پس ايشان را گفت كه اى گروه انصار آيا دلالت كنم شما را به آن چيزى كه اگر متمسك شويد به آن گمراه نگرديد بعد از آن هرگز گفتند بلى يا رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلم پس گفت رسول كه اين على است پس دوست داريد او را همچنانكه مرا دوست ميداريد و اكرام كنيد او را همچنانكه مرا اكرام مىكنيد پس بدرستى كه جبرئيل عليه السّلام امر كرده است مرا بدانچه گفتم بشما از نزد ايزد سبحانه و تعالى و ابن خالويه از ابو سعيد خدرى رضى اللّه عنه روايت كرده كه رسول صلى اللّه عليه و سلم گفت مر على را كه دوستى تو ايمان است و دشمنى تو نفاق و اول كسى كه ببهشت درآيد دوست تست و نخستين كسى كه بدوزخ درآيد دشمن تو و بدرستى كه گردانيده است ترا ايزد تعالى سزاوار اين عطيه پس تو از منى و من از توام و نيست پيغمبرى بعد از من و عز الدين عبد الرزاق بن رزق اللّه المحدث الحنبلى الموصلى در مؤلف خويش آورده كه روايت كرده است ابو جعفر منصور از پدر خود و او از پدر خود على بن عبد اللّه بن العباس كه گفت عبد اللّه كه من با پدر خود عباس نشسته بودم نزد رسول صلى اللّه عليه و سلم كه ناگاه درآمد على بن ابيطالب رضى اللّه عنه و سلام كرد پس پيغمبر صلى اللّه عليه و سلم سلام را بر او رد نمود و به او خوش‌وقت شده برخاست و با وى معانقه فرمود و ميان هردو چشمش را ببوسيد و او را بر جانب راست خود بنشاند پس عباس گفت دوست ميدارى اين را يا رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلم رسول گفت اى عم رسول خدا و اللّه كه شدت محبت الهى نسبت به او بيشتر است از آنچه من او را دوست ميدارم بدرستيكه خداى تعالى ذرية هرپيغمبرى را در صلب او آفريده است و گردانيده است ذريت مرا در صلب على و هم از ابن عباس رضى اللّه عنه مرويست كه گفت نگاه كرد رسول صلى اللّه عليه و سلم بسوى على بن ابيطالب پس گفت ( انت سيد فى الدنيا و سيد فى الآخرة من احبك فقد احبنى و حبى حب اللّه و من ابغضك فقد ابغضنى و بغضى بغض اللّه فالويل لمن ابغضك بعدى ) و در ترجمهء مستقصى از صحيح مسلم نقلست كه ( قال على عهد النبى صلى اللّه عليه و سلم انه لا يحبك الا مؤمن و لا يبغضك الا منافق ) رباعى شاه قرشى كه مصطفى را ثانيست * وز پرتو باطنش جهان نورانيست حبش سبب مرحمت رحمانيست * بغضش اثر عذاب جاويدانيست به صحت پيوسته كه در وقتى كه معلم مدرسه ( و علمك ما لم