غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
122
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
الزهرى رضى اللّه عنه كه بزعم اهل سنت و جماعت از جمله عشرهء مبشره است در مدينه وفات يافت و در گورستان بقيع مدفون گشت و سعد رضى اللّه عنه در اوايل بعثت حضرت رسالت صلى اللّه عليه و سلم بسعادت ايمان مستسعد شده بود و او اول كسى است از مسلمانان كه تير در روى كافران انداخت و پسر او عمر نخستين شخصى است كه تير بجانب امام حسين عليه السّلام افكند و از جملهء احاديثى كه در فضيلت سعد بروايت على مرتضى به صحت پيوسته آنكه رسول صلى اللّه عليه و سلم در روز احد سعد را مخاطب ساخته ميفرمود كه ( يا سعد ارم فداك ابى و امى ) ديگر آنكه در صحيحين از عايشهء صديقه رضى اللّه عنها مرويست كه در وقتى كه حضرت رسالت صلى اللّه عليه و سلم بمدينه تشريف آورده بود شبى بيدار شده فرمود كه كاشكى مرد صالحى امشب بحر است من قيام مينمود و در آنحين آواز سلاح به گوش ما رسيد رسول صلى اللّه عليه و سلم فرمود كه كيست اين گفت منم سعد پيغمبر فرمود كه باعث آمدن تو چه بود گفت در نفس خود خوفى يافتم نسبت برسول خدا و آمدم تا آن حضرت را امشب حراست نمايم پس رسول صلى اللّه عليه و سلم او را دعا كرد و بخواب رفت و در سير السلف مسطور است كه سعد رضى اللّه عنه در هفده سالگى شرف اسلام دريافت و در هشتاد و سه سالگى بجهان جاودان شتافت ( و هو آخر المهاجرين ) و همدرين سال ابو البشر كعب بن عمرو الانصارى البدرى فوت شد ( و هو آخر من مات المدينه ممن شهد بدرا ) او بقولى در همين سال ارقم بن ابى ارقم المخزومى از دار فنا بعالم بقا انتقال نمود و در بقيع مدفون شد و او از جملهء سباق اسلام است و بعقيدهء حمد اللّه مستوفى هشتاد و پنج سال عمر داشت و در سنهء سته و خمسين معاويه عبيد اللّه بن زياد را از حكومت خراسان عزل كرده زمام سرانجام مهام آن ولايت را در قبضهء اختيار سعيد بن عثمان رضى اللّه عنه نهاد و سعيد بخراسان رفته بعد از ضبط آنحدود لشكر بماوراء النهر كشيد و نخست قصد تسخير بخارا نموده خنكخاتون كه در آن ولا حاكمهء بخارا بود قاصدى نزد او فرستاد و طالب مصالحه گشت و سعيد ملتمس خنكخاتون را بعز اجابت مقرون گردانيده مهم برينموجب قرار يافت كه بخاريان مبلغ سيصد هزار درم در بدل صلح جواب گويند و جمعى از ملكزادگان را بنزد سعيد فرستند و سعيد بعد از فيصل مهم بخارا لواء ظفر انتما بصوب سمرقند برافراخت و والى آن ولايت كه او را اخشيد سارك ميگفتند در شهر متحصن گشته سعيد ظاهر آن بلده را معسكر ساخت و آغاز محاصره كرده چند نوبت ميان اهل اسلام و اصحاب كفر و ظلام محاربات سخت اتفاق افتاد و قثم بن عباس رضى اللّه عنهما در بعضى از آن معارك بسعادت شهادت رسيد و قثم بحسب صورت مشابه حضرت خاتم بود صلى اللّه عليه و سلم در تاريخ احمد بن اعثم كوفى مذكور است كه چون سعيد دانست كه فتح سمرقند بجنك تيسيرپذير نيست مايل صلح گشت و بعد از آمدوشد سفراء چنان مقرر شد كه اخشيد مبلغ پانصد هزار درم به مسلمانان دهد و يكروز دروازهء شهر را باز گذارد تا سعيد بدانجا درآمده از دروازه ديگر بيرون رود و سعيد مال مصالحه گرفته و بسمرقند