غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
100
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
خواندم با خود گفتم ( اللهم اجعلنى فى حزبك و فى زمرتك ) پس امام عليه السّلام بجانب من توجه فرموده گفت ( انت فى حزبه و فى زمرته ) زيرا كه تو به خدا ايمان دارى و رسول او را تصديق مينمائى و اولياء او را مىشناسى و متابعت ايشان ميكنى ( فابشر ثم ابشرو ) از حسن بن طريق نقلست كه دو مسئله در خاطر من خلجان ميكرد و ميخواستم كه آن دو مسئله را بابو محمد رضوان اللّه عليه نويسم يكى آنكه هرگاه قائم آل محمد ظهور نمايد بچهچيز حكم خواهد كرد و چگونه خواهد بود طريق حكم او در ميان مردم ديگر آنكه بپرسم از علاج تب ربع پس در محل كتابت از ذكر حمى ربع غافل شدم و رقعه را به دو فرستادم در جواب نوشت كه سؤال كرده بودى از قائم آل محمد بدانكه هرگاه او ظهور نمايد حكم خواهد نمود در ميان مردم بعلم خود كقضاء داود لا يسئل البنيه و بودى تو كه ميخواستى سؤال كنى از تب ربع و فراموش كردى بنويس بر ورقهء اين آيه را كه يا نارُ كُونِي بَرْداً وَ سَلاماً عَلى إِبْراهِيمَ و آن ورقه را بر محموم بند تا شفا يابد بموجب فرمودهء او عمل نمودم و آن بيمار صحت يافت بثبوت پيوسته كه امام حسن عسكرى عليه السّلام را غير از ابو القاسم محمد المهدى فرزندى نبوده و به اعتقاد جمهور علماء اثنا عشريه قائم آل محمد و صاحب الزمان عبارت ازوست بيت بگو محمد و رستى كه ملك و ملت را * تفاخرست بنامش چه جاى القابست ذكر امام مؤتمن ابو القاسم محمد بن الحسن عليهما السلام تولد همايون آن در درج ولايت و جوهر معدن هدايت بقول اكثر اهل روايت در منتصف شعبان سنهء خمس و خمسين و ماتين در سامره اتفاق افتاد ( و قيل فى الثالث و العشرين من شهر رمضان سنهء ثمان و خمسين و ماتين ) و مادر آن امام عالىگهر ام ولد بود مسماة بصيقلنام يا سوسن و قيل نرجس و قيل حكيمه و آن امام ذو الاحترام در كنيت و نام با حضرت خير الانام عليه و آله تحف الصلاة و السلام الى يوم القيام موافقت دارد و مهدى و منتظر و الخلف الصالح و صاحب الزمان و حجة و قائم از جملهء القاب آن جنابست و صاحب الزمان در وقت وفات پدر بزرگوار خود بنابر روايت اول كه به صحت اقربست پنجساله بود و بقول ثانى دوساله و حضرت واهب العطايا آن شكوفهء گلزار نبوت را مانند يحيى بن زكريا سلام اللّه عليهما در حالت طفوليت حكمت كرامت فرموده او را در صغر سن امام گردانيد چنانچه عيسى صلواة اليه عليه را در وقت صبى بمرتبهء بلند رسالت رسانيد و صاحب الزمان عليه سلام اللّه المنان در زمان معتمد خليفه فى سنهء خمس و ستين و ماتين يا سنهء ستة و ستين و مأتين على اختلاف القولين در سردابهء سرمنراى از نظر فرق برايا غايب شد و بنابر مذهب اثنىعشريه تا غايت مختفى است و هرگاه ارادهء ازلى بظهور او تعلق گيرد نقاب اختفا از چهرهء آفتابآسا برخواهد داشت و همت عالىنهمت بر ترويج شريعت غرا و دفع ظلمه و اشقيا خواهد گماشت و بر خواطر مهر تنوير فضلاء روشنضمير ظاهر خواهد شد بنابر صحاح اخبار كه از حضرت سيد ابرار و سند اخيار صلى اللّه عليه و آله الاطهار نزد علماء