غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

37

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

سالف ناقه را بكشت و شتر بچه از نظر ثمود ناپديد شده عذاب الهى بر آن سالكان طريق تباهى نازل گشت و صالح عليه السلام با صد و ده كس كه ايمان آورده بودند به مكه رفت و در آن مكان متبرك اوقات را بطاعت و عبادت ميگذرانيد تا زمانيكه متوجه بارض جنت گرديد صنعتش تجارت بود و مدت حياتش دويست و پنجاه و هشت سال و بروايتى دويست و هشتاد سال مرقد منورش بقول صاحب گزيده بمكهء مكرمه در دار الندوه است و بعضى ميان ركن و مقام گفته‌اند گفتار در بيان كفر و طغيان قوم ثمود و تولد نمودن ناقهء صالح از حجرى كه در حجر بود بروايت اكثر اهل خبر قوم صالح را بجهة آنكه از نسل ثمود بن عابر بن سام بودند باعتبار پدر قبيلهء ثمود ميگفتند و ابو البركات عبد اللّه ابن احمد نسفى در تفسير مدارك آورده كه ( قيل و سميت ثمودا لقلة بايها من الثمد و هو الماء القليل ) و مساكن آنجماعت حجر بود كه در ميان حجاز و شام واقعست و ثمود بعد از هلاكت عاديان استيلاى تمام يافته بسلوك طريق شرك و عبادت اوثان در غايت بدعت و ظلم و لوازم طغيان قيام و اقدام نمودند و از بارگاه الوهيت صالح عليه السلام بهدايت ايشان مبعوث گشته زبان الهام بيان بنصيحت آن سرگشتگان باديهء غوايت بگشاد اما غير از اندكى از ضعفاء قوم كسى بدانجناب ايمان نياورده و عبدهء اصنام از گفت و شنيد و تهديد و وعيد صالح عليه السلام بتنگ آمده روزى گفتند اى صالح اگر تو در دعوى كه ميكنى صادقى بيا تا روز عيد بصحرا رفته بدعا و نياز اشتغال نمائيم و حقيقت هر ملت كه بتحقيق پيوندد مجموع آن كيش را اختيار فرمائيم صالح عليه السلام بدين همداستان شده در روزى كه در آنزمان عيد بود اهل ايمان و اصحاب كفران بعيدگاه رفتند . نخست مشركان پيش بتان روى بر زمين ماليده دعا كردند كه مدعاء صالح بحصول نرسد پس مقتداى آنطايفه كه موسوم بجندع بن عمرو بود باتفاق رؤساء قوم گفت ايصالح اگر تو ميخواهى كه ما بوحدانيت ايزد تعالى و نبوت تو قايل شويم بايد كه دعا كنى تا ازين سنگ كه در برابر ماست ناقهء بزرگ كه حامله باشد بيرون آيد و هم در ساعت وضع حمل نمايد و آن شتر بچه مثابه مادر باشد صالح عليه السلام دست نياز بدرگاه قادر كارساز برداشته مدعاء قوم ثمود را عرضه نمود و آنسنگ از آنچه بود بزرگتر شد و برخود لرزيده شكافته گشت و از آن ميان ناقهء عظيم خلقت بيرون آمده فى الحال از آن ناقه شترى در بزرگى مانند مادر متولد شد و جندع بن عمرو و جمعى از خواص او كه معجزهء چنان مشاهده كردند بسعادت ايمان فايز شدند و بقيهء آنطائفه صالح را بسحر نسبت نموده همچنان در بيابان كفران ماندند آورده‌اند كه ناقهء صالح بعد از وضع حمل روى بعلف‌زارها آورده بچريدن مشغول گشت و چنين مقرر شد كه آب چاهى كه اغنام و مواشى ثمود از آن آب مىآشاميدند روزى ناقه را باشد و روزى چهار