غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

16

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

و عيسى ( ع ) و محمد مصطفى صلواة اللّه عليهم اجمعين اولو العزم باشند و طائفهء گفته‌اند كه مراد اولو العزم رسوليست كه واضع شريعتى مجدد و ناسخ ملت ما قبل بود و بنابراين سخن آدم عليه السلام اولو العزم نباشد و بزعم بعضى از مورخان ظاهر كلمه ( وَ لَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْماً ) مؤيد اين قولست و حضرت افضل الانامى مولانا نور الدين عبد الرحمن جامى در شواهد النبوة از فتوحات مكيه نقل فرموده كه نبى عبارت از كسى است كه بر وى شريعتى فرود آمده باشد من عند اللّه بطريق وحى كه متضمن باشد آن شريعت بيان كيفيت پرستش وى مر خداى را عزوجل و چون مأمور شود كه آن شريعت را به غير خود رساند او را رسول گويند و اولو العزم رسولى است كه مأمور باشد بقتال و جهاد جمعى كه ايمان نياوردند بخلاف نبوت و رسالت كه در آن اين شرط نيست و باصطلاح علماء متكلمين رسول عبارت از پيغمبريست كه صاحب كتاب باشد و اولو العزم كنايت از رسولى است كه مأمور بجهاد بود و باتفاق ائمه اخبار خاتم پيغمبريست كه شريعت او هرگز منسوخ نگردد و بعد از وى ديگرى بنبوت مبعوث نشود و از فحواى اين كلمات بوضوح مىپيوندد كه مراتب پيغمبران منقسم به چهار قسم است اول نبوت و اين قسم عموم دارد زيرا كه جميع انبياء مرسلين درين مرتبه شريك‌اند دوم رسالت و اين قسم خصوص دارد زيرا كه نبى غير مرسل را شامل نيست سيم اولو العزم و اين قسم از مرتبهء ثانيه خصوصيت بيشتر دارد چهارم خاتميت و اين قسم اخص اقسام است و غير از ذات كاملة الصفات محمدى عليه افضل الصلاة و اكمل التحيات هيچ‌كس بوصول اين مرتبهء عليه مشرف نگشته صلى اللّه عليه و آله المهديين الهاديين و على ساير الانبياء و المرسلين الى يوم الدين . گفتار در بيان آن‌كه از زمان خلقت آدم عليه السلام تا اوان ظهور حضرت خير الانام صلى الله عليه و سلم الى يوم القيمة چند سال منقضى شده مستحفظان وقايع ايام و مستخبران حوادث شهور و اعوام درين باب اختلاف بسيار كرده‌اند و در مؤلفات خود بر سبيل اجمال و تفصيل روايات متعدده در قلم آورده چنانچه شمهء ازين معنى صورت تحرير مييابد و پرتو اهتمام بر ايراد بعضى از روايات مختلفه ميتابد محمد بن جرير الطبرى كه از ساير سالكان مسالك سخنورى بمزيد اعتبار اشتهار دارد در يك محل از مؤلف خويش مرقوم كلك بيان گردانيده كه چنانچه در شاهنامهء بزرگ منقولست از وقت ظهور آدم تا زمان حضرت خاتم عليهم الصلاة و السلام شش هزار و سيزده سال بوده و پنجهزار و نهصد نيز گفته‌اند و در موضع ديگر تحرير فرموده كه بقول علماء يهود از روزگار آدم تا ايام هجرت سيد عالم چهار هزار و چهل سال و سه ماه بوده و بروايت اخبار نصارى پنجهزار و صد و هفتاد و دو سال و ايضا از عبد اللّه بن عباس رضى اللّه عنهما در مؤلف مذكور مرويست كه از زمان آدم تا طوفان نوح عليهم السلام دو هزار و دويست و پنجاه و شش سال بود و از طوفان تا بوقت ابراهيم عليه التحية و التسليم هزار و هفتاد و نه