غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

10

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

بر چهار جزو جزو اول در ذكر وقايع فضايل و مآثر ائمه اثنىعشر سلام اللّه عليهم ( ما طلعت الشمس و القمر ) جزو دوم در ذكر وقايع ايام حكام بنى اميه جزو سوم در ذكر احوال زمان خلفاى عباسيه جزو چهارم در ذكر حالات بعضى از طبقات سلاطين كه معاصر عباسيان بوده و در اطراف جهان بنفاذ فرمان اتصاف داشته‌اند و رايات استيلا و استقلال افراشته‌اند مجلد سوم در توضيح وقايع ايام حكومت طوايف سلاطين و خواتين كه بعد از انقضاء زمان استيلاى عباسيان در اقطار امصار پادشاهى كرده‌اند و مراسم جهانبانى و كشورستانى بجاى آورده‌اند و ذكر طلوع آفتاب اقبال شاهى بفيض فضل نامتناهى الهى بر چهار جزو جزو اول در ذكر خاقان تركستان و بيان حكومت چنگيز خان و اولاد او در بلاد جهان جزو دوم در ذكر حالات زمان طبقات ولات كه معاصر چنگيز خانيان لباس پادشاهى پوشيده‌اند و كاس عنايت بىنهايت الهى نوشيده‌اند جزو سوم در ذكر ظهور صاحبقران امير تيمور گوركان و بيان وقايع ايام سلطنت آنحضرت و اولاد بزرگوارش تا اين زمان جزو چهارم در ذكر كشورگشائى و فرمان‌روائى نواب كامياب حضرت شاهى و اختصاص يافتن خلايق در ظلال رايات اقبالش باصناف الطاف نامتناهى اختتام در ذكر بدايع و غرايب ربع مسكون و عجايب و غرايب جهان بوقلمون و بر طباع آفتاب شعاع مطالعه‌كنندگان اين كلمات بى سامان پوشيده و پنهان نخواهد ماند كه مجملى در ذكر احوال بعضى از مشاهير صحابه و اكابر تابعين و اعاظم سادات و علماء و فضلاء و شعراء و امرا و وزراء در اثناء بيان اخبار ملوك و خلفاء سمت گذارش خواهد يافت و پرتو جد و اهتمام راقم اين ارقام به قدر امكان بر تصحيح حكايات و تنقيح روايات خواهد تافت و بتوفيقات سبحانى و تأييدات ربانى كليات واقعات را بعبارات لايقه و اشارات رايقه در سلك تحرير خواهد كشيد و از تكلفات مترسلانه و ايراد الفاظ غير مانوس اجتناب واجب خواهد ديد ( و من اللّه الاعانة و التوفيق انه هو القادر على ما يشاء بالتحقيق ) افتتاح در ذكر آنكه اول مخلوقات چيست و افضل موجودات كيست و بيان كيفيت آفرينش عالم و شمه از حال جان و بنى الجان تا زمان ظهور خليفهء اعظم گفتار در بيان اول چيزى كه خلعت خلقت پوشيده و در بزم هستى جام فرح انجام محبت نوشيد بر ضماير فطنت مآثر اهل دانش و بينش و خواطر خبرت مداثر واقفان كارخانه آفرينش مختفى و مستتر نخواهد بود كه برطبق حديث صحيح ( كان اللّه و لم يكن معه شيىء ) در ازل ذات عز و جل موجود بود و هيچ‌چيز ديگر بر منصهء هستى جلوه ظهور نمىنمود و چون ارادت كامله الهى بمقتضاى فحواى ( كنت كنزا مخفيا فاحببت ان اعرف فخلقت الخلق لاعرف ) اقتضاى آفرينش ممكنات عالم علوى و سفلى نمود نخستين چيزى كه از مطلع سپهر خلقت طلوع كرد نور فايض السرور محمدى بود زيرا كه از شاه ولايت و پناه اهل هدايت اسد اللّه الغالب امير المؤمنين على ابن ابى طالب كرم اللّه وجهه مرويست كه