غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
مقدمه 3
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
[ جلد اول ] مقدمه بقلم : استاد دانشمند جلال الدين همايى بسم اللّه الرّحمن الرّحيم در خلال آن همه مصائب و بدبختى كه حملهء چنگيز و تيمور در كشور ما ببار آورد و در عوض آن همه آثار علمى و ادبى كه در تركتازيهاى مغولان از دست ما بيرون رفت و اوهام و خرافات و آداب و رسوم ناپسند خانمان برانداز جانشين عادات و سنن قويم ملى ما گرديد ، دو چيز گرانبها نصيب مملكت ما شد : يكى صنايع ظريفه ، ديگر شيوع تاريخنويسى به زبان فارسى چون ايرانيان توجه مغولان و اخلاف تيمور را به اين دو امر ديدند و دريافتند كه ذوق و علاقهء آنها از ميان همهء علوم و فنون فقط بصنايع ظريفه و فن تاريخ و قصص متمايل است فرصت را غنيمت شمرده ، در برابر خرابيها كه بر مملكت ايشان وارد شده و آثار گرانبهايى كه از دست ايشان بدررفته بود برونق و تجديد اين دو امر كه اتفاقا با طبع و ذوق ايرانى نيز سازگارى داشت ، قناعت كرده در ترقى و بسط و شيوع آن كمال سعى و جد و جهد را از خود بروز دادند و قضيهء ( ما لا يدرك كله لا يترك كله ) را كار بستند - و در نتيجهء همين سعى و اهتمام ايرانيان باذوق بود كه دربار هرات بوجود آمد و تحت حمايت و توجه سلطان حسين بن منصور بن بايقرا ابن عمر شيخ ابن تيمور گوركان ( جلوس وى بتخت هرات دهم رمضان 873 قمرى موافق سوم آوريل 1468 ميلادى وفاتش در هفتاد سالگى روز دوشنبه يازدهم ذى الحجه 911 هجرى موافق پنجم مه 1506 ميلادى واقع شد ) و وزير بزرگوارش امير عليشير نوائى ( ولادتش 844 در هرات وفاتش دوازدهم جمادى الثانيه 906 موافق سوم