غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
مقدمه 28
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
گرش ببينى و دست از ترنج بشناسى * روا بود كه ملامت كنى زليخا را * * * در كوى تو معروفم و از روى تو محروم * گرگ دهن آلوده و يوسف ندريده حافظ : پدرم روضهء رضوان به دو گندم بفروخت * ناخلف باشم اگر من بجوى نفروشم * * * جايى كه برق عصيان بر آدم صفى زد * ما را چگونه زيبد دعوى بىگناهى * * * در آسمان نه عجب گر بگفتهء حافظ * سرود زهره برقص آورد مسيحا را * * * آيينهء سكندر جامجم است بنگر * تا بر تو عرضه دارد احوال ملك دارا هنگام تنگدستى در عيش كوش و مستى * كاين كيمياى هستى قارون كند گدا را قسمت عمدهء مثنوى مولوى تفصيل همين قصص و حكاياتست كه در شرححال پيغمبران سلف مىخوانيم پارهيى از مردم كوتاهنظر خواندن و نوشتن اين روايات را تضييع عمر مى شمارند ، و برخى برعكس توهم ميكنند كه شك و ترديد در صحت آن وقايع موجب سستى عقايد مذهبى و تزلزل در اركان دين مىشود . بعقيدهء ما اين هر دو گروه سخت در اشتباهند - دليل بطلان عقيدهء دستهء اول را از مسطورات پيش فهميديم ، و دربارهء گروه دوم مىگوييم . 6 - چگونگى ورود قصص انبيا در قرآن مجيد ورود قصص انبياء و اصحاب كهف و امثال آن در قرآن مجيد به منظور تاريخگويى و بيان عقايد خود پيغمبر صلى اللّه عليه و سلم نبود ، تا اگر ترديدى در صحت آن قضايا برود ، نعوذ باللّه با صدق دعوت منافات داشته باشد - بلكه