عطا ملك جوينى

709

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي )

رسيد و ضيا به ظلام مبدّل گشت وعدهء نزول به فردا دادند . چون از شب يلدا فردا بزاد و ركن الدّين آهنگ نزول كرد جمعى از غلاة « 1 » فدائيان بر منع غلوّ كردند و بدان رضا ندادند كه به شيب آيد تا به حدّى كه قصد پيوستند تا جمعى را كه بر رأى نزول تحريض مىكردند از راه بردارند . ركن الدّين ديگرباره كس فرستاد كه : « بر نيّت مبادرت ترتيب خدمتى « 2 » كرده بودم ؛ امّا اكثر حشم خشم گرفتند و چشم بنهادند « 3 » كه ما پيش از امضاى اين انديشه به ابتدا ركن الدّين را از دست برداريم . ازين سبب عزم زير بالا « 4 » شد . » چون اين سخن ايلچيان به سمع همايون ايلخان رسانيدند اندك و بسيار تغيّرى در باطن او ظاهر شد . جواب فرمود كه : « اولى آن باشد كه ركن الدّين نفس خويش را محافظت نمايد . » و ايلچى او را بازگردانيد . چون در اثناى آمد و شد رسل محال « 5 » منجنيق محلّ نصب يافته بود و جرّ « 6 » آلات آن به آسانى با يكديگر ضمّ شده روز ديگر را : چو خرشيد آن چادر قيرگون * بدرّيد و از پرده آمد برون فرمان شد تا بر مدار قلعه هركس بر مقابلت مقاتلت آغاز نهادند و هركس كه بود در جنبش آمد و با معارضان در كوشش « 7 » . و از مدار اين قلعه كه فرسنگى يا زيادت بود نعره با صدا « 8 » درهم پيوست و از غلتانيدن خرسنگ‌ها كه از بالا مىانداختند زلزله در اعضا و اجزاى كوه افتاد و از تصادم صخرات صحرات « 9 » دل سنگ خارا خاك مىشد و از تكاثر صولات جيب فلك اعلى چاك ، و از فلاخن مجانيق كه آن روز برخاسته بود گوئى

--> خوشحال شدند . ( 1 ) - غلاة : از حدّ درگذرندگان ، جمع غالى . ( 2 ) - خدمتى : پيشكش . ( 3 ) - چشم نهادن : ظاهرا به معنى مصمّم شدن و عزم كردن يا به معنى تخويف و تهديد كردن باشد و در فرهنگ‌ها يافت نشد . ( مص ) ( 4 ) - زير بالا شد : احتمال مىرود كه اصل متن اين‌طور بوده است : « و عزم زير زير بالا شد » يعنى عزم فرودآمدن باطل شد و برهم خورد و زير بالا ( زير و بالا ) مثل زير و رو و زبر به معنى خراب شدن و برهم خوردن و باطل شدن كارى است . ( مص ) ( 5 ) - محال : احتمال مىرود كه اصل متن « مخل » بوده است و مخل كه كلمه‌اى يونانى است در اصطلاح جرّ الثّقيل به معنى اهرم است . ( مص ) ( 6 ) - جرّ : مؤيّد اين كلمه اين عبارت « وصّاف » ص 35 است : مجانيق و عرّادات به فعل ظاهر حركت نصب يافت و چون اعراب تقديرى در حالت نصب تابع جرّ گشت . » ( مص ) ( 7 ) - كوشش : جنگ ، معنى اصل كلمه كوشش جنگ است نه « كار » . ( 8 ) - صدا : پژواك ، انعكاس صوت در كوه . ( 9 ) - صحرات : منظور از اين كلمه و ضبط آن معلوم نشد . ( مص )