عطا ملك جوينى

694

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي )

و الرّيق قد كان فى الأفواه منجمدا * لو لا حرارة نار الشّوق فى الكبد « 1 » و امير ارغون درين منزل خيمه‌اى بزرگ از كرباس منقّش به نقش‌هاى لطيف و با آن مجلس خانه‌اى « 2 » كه ملايم آن بود از اوانى « 3 » زر و نقره بنهاد و خدمات بسيار به تقديم رسانيد و از آنجا به حكم فرمان متوجّه حضرت منكو قاآن شد و پسر خود كراى ملك و احمد بيتكچى و محرّر اين مقالات را در خدمت پادشاه به تدبير مصالح ملك خراسان و عراق نصب فرمود . و چون صبح نهار بهار از شب يلداى زمستان بدميد و سبزهء بهار « 4 » و ازهار از لبان صحراى مرغزار بجوشيد و ربيع رباع آراست و دنيا ديباى هفت رنگ پوشيد و بستان پستان ميغ نوشيد و اين رباعى كه در هنگام ربيع سنّ اتّفاق افتاده بود ملايم افتاد : چون كرد بهار جشن حسن آماده * بلبل ز خوشى گرفت راه ماده برخيز طلوع شادى اهل تموز * در سايهء بيد آفتاب ساده « 5 » و چهار پايان انتعاش يافتند ؛ بر عزم جهاد و اقلاع « 6 » قلاع الحاد به عقد رايات و بنود « 7 » و احتشاد « 8 » جنود اشارت راندند . تمامت لشكرها كه در آن حدود بودند از ترك و تازيك مستعدّ گشتند . و چون قصبهء تون هنوز از روى صورت زبون نگشته بود و همچنان بر سر ضلالت قديم بود ابتدا قاصد آن شد و در اوايل ربيع الاوّل به طالع مبارك مراكب فتح و ظفر بارگير مراد ساخت . چون به حدود زاوه و خواف رسيد عارض عارضه‌اى سايه افكند « 9 » . كوكاايلكاى و كيدبوقا و اميران ديگر را نامزد فرمود . تا چون آنجا رسيدند رنود آنجا مقاومتى كردند . تا هفتم روز كه لشكر بر حصار رفتند و بارهء آن را با زمين يكسان كردند و تمامت مردان و زنان را به صحرا راندند و از ده‌ساله تير بالا « 10 » مگر زنانى را كه

--> ( 1 ) - و الرّيح . . . و باد از فراز ما خيمه‌هاى برف را بدون ريسمان و ستونى برافراشته بود . / تيرهاى آن مانند تيرهاى حسودان از لباس‌هاى ما به درون نفوذ مىكند . / اگر مخفيانه با معشوقه زيباروى معانقه كند آن دو را از شدّت سرما يكى خواهى ديد . / و اگر گرماى عشق در دل نبود ، آب در دهان‌ها يخ مىزد . ( اين ابيات ظاهرا از خود عطا ملك جوينى است ) . ( 2 ) - مجلس‌خانه : مجموعه‌اى بوده شبيه خوانچه عقد امروزى كه شامل متعلّقات شراب مىشده است مانند : جام ، نرگسدان ، نقلدان و . . . ( 3 ) - اوانى : ظروف . ( 4 ) - بهار : در اينجا ظاهرا به معنى مطلق گل و شكوفه است . ( فرهنگ جهانگيرى ) . ( 5 ) - تصحيح اين بيت و مقصود از آن درست معلوم نشد . ( مص ) . ( 6 ) - اقلاع : از بيخ بركندن . به اين صورت يعنى باب افعال بسيار بعيد و نادر است . ( 7 ) - بنود : جمع بند . به معنى عهد و پيمان . ( 8 ) - احتشاد : آماده كردن ، جمع آمدن . ( 9 ) - يعنى مريض شد . ( 10 ) - يعنى از ده‌ساله به بالاهايى كه قدّشان از يك تير بزرگ‌تر بود را كشتند .