عطا ملك جوينى

684

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي )

صدقات در حقّ ايشان شامل‌تر و حقّ ايشان بزرگتر . و مصداق اين معنى آنك در عيد فطر سنهء خمسين و ستّمائة « 1 » كه در حضرت اعلى با قاضىالقضات جمال الملّة و الدّين مقتدى العلماء محمود الخجندى - يديم اللّه فضله - بر در اردو مسلمانان حاضر آمدند و قاضىالقضات امامت و خطابت كرد و خطبه به ذكر خلفاء الرّاشدين و امير المؤمنين مطرّز و موشّح گردانيد . و چون از اداى صلاة عيد - كه از دو هزار ركعت كه در كعبه گزارند به حكم حديث نبوى فاضلترست - فارغ شدند قاضىالقضات در اردو آمد و دعا گفت كه : طلوع كوكبهء عيد بر تو ميمون باد * كه هست طالع تو بر جهانيان ميمون مخالف تو چو بدر از خسوف در كم و كاست * و ليك دولت تو چون هلال روزافزون منظور نظر عنايت و تربيت گشت و به كرّات به اعادت دعاى او اشارت رفت و بر سبيل تشريف عيدى گردونهاى بالش از زر و نقره و انواع جامه‌هاى گرانمايه اشارت فرمود و اكثر خلايق از آن با بهره شدند هرچند در غير اعياد نيز نوال « 2 » او بر عباد بسيار و بىشمارست : لنا كلّ يوم من صلاتك عيد * فكيف يبين العيد يوم يعود « 3 » و در عرصهء ملك هركجا گناهكارى بود و در ذلّ قيد گرفتارى خلاص اطلاق فرمود و از خوارى و بلاء زمان امان داد . و درين موضع اثبات اين ابيات اگرچه نه از طرز و مساق « 4 » اين سياقت است امّا نزديك ارباب ذوق و حقيقت ذوقى دارد ايراد افتاد : من انا عند اللّه حتّى اذا * اذنبت لا يعفو عن ذنبى العفو يرجى من بنى آدم * فكيف لا يرجى من الرّبّ « 5 » 10 - اى بسا دل‌ها كه سر بر جان نهادند و گردن‌ها بر تن بماند و درم و دينار در صرّه‌ها و كيسه‌ها . و بدين مصلحت به اطراف ملك ايلچيان روان شدند و رسولان پرّان : تا بياموزند شاهانى كه زربخشند و سيم * رسم جان بخشيدن از سلطان ما بهرام شاه

--> ( 1 ) - سال 650 . ( 2 ) - نوال : لقمه ، عطا . ( 3 ) - لنا . . . هر روز برايمان از بخشش‌هاى تو عيد است . پس چگونه وقتى عيد مىرسد او را بشناسيم ؟ ( مطلع قصيده‌اى است از ابيوردى ) ( 4 ) - مساق : طريق و روش ، راندن . ( 5 ) - من . . . من نزد خدا كيستم ؟ حتى هنگامى كه گناه مىكنم از گناهم در نمىگذرد / وقتى بخشايش از آدميان اميد مىرود پس چگونه از خدا اميد نرود ؟ ( از ابو القاسم علىّ بن محمّد البهدلى الايلى ، از شاعران شام . تتمة اليتيمه ج 1 ص 19 )