عطا ملك جوينى

657

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي )

و چون روى عاشقان توى بر توى آمده ، گلها در غنچه چو شاهدان با غنج و نعمت‌هاى بىرنج ، و ياسمين در چمن انگشت‌نماى ، و نسرين مانند نسرين فلك زمين آراى گشته ، و نرگس چون تركان با تركش بستان افروز و سركش ، و دهان لاله بر شكل دهان پياله از مى گلگون خوش عيش ، و سواقى « 1 » انهار از ايثار و نثار ازهار « 2 » پندارى صفايح « 3 » هندى آبدارست ، بلبلان خوش الحان چون سوسن ده زبان به مدّاحى باغ و راغ هزاردستان ، و مطربان با نواى چكاوك همداستان شده ، و قطعهء ملمّعه‌اى « 4 » صاحب ديوان ممالك - مدّ اللّه فى عمره مدّا « 5 » - كه در عنفوان صبى « 6 » چون انفاس نسيم صبا گفته بود و تلفيق داده ورد بام و شام زير و بمِ چنگ و ارغنون گشته : لقد ناحت على العود القمارى * و فاح الرّوض كالعود القمارى « 7 » معطّر شد هوا چون مشك دارى * سزد گر شب به خلوت زنده دارى ادر يا صاحبى الكاسات نطرب * على وجه الخزامى و البهار « 8 » لب غنچه به خنده شد گشاده * به سعى گريهء ابر بهارى تبسّمت الرّياض عن اقحوان * كما لاحت على الافق الدّرارى « 9 » چو اسباب تماشا شد مهيّا * به وصل ما يك امشب سر درارى چون ايّام وصال ذات خال حال هوا بر وفق هوا معتدل شد و ناخوشى سال به خوشى مبدّل ، جهان گلشن و زمان روشن شد : هذا الرّبيع و هذه انواره * طابت لياليه و طاب نهاره « 10 »

--> ( 1 ) - سواقى : جويهاى كوچك ، جمع ساقيه . ( 2 ) - ازهار : شكوفه‌ها ، جمع زهره . ( 3 ) - صفايح : شمشيرها ، جمع صفيحه . ( 4 ) - ملمّع : صنعتى در شعر است كه در آن يك مصراع يا يك بيت عربى باشد و مصراع يا بيت ديگر فارسى . ( 5 ) - خداوند طول عمرش دهاد . ( 6 ) - صبى : ميل كردن به نادانى و جوانى . ( 7 ) - لقد . . . همانا ناله سردادند قمريان بر شاخهء بريده شده و آن مرغزارها مانند عود قمارى بوى خوش پراكندند ( قمار نام ناحيه‌اى است ) . ( 8 ) - ادر يا . . . اى دوست پياله‌هاى شراب را بگردان تا بر چهره‌هاى زينت داده شده و خوش‌نما شادى كنم . ( خزامى ، حلقه‌اى فلزى است كه زنان بينى خود را با آن زينت مىداده‌اند . بهار : زيبايى و هر چيز خوش‌نما را گفته‌اند . ) . ( 9 ) - تبسّمت . . . باغها به گل‌هاى بابونه تبسم كردند ؛ چنان كه گويى ستارگان دوردست در افق درخشيدند . ( با توجه به متن ظاهرا اين سه بيت از بهاء الدين پدر مؤلف است . ) ( 10 ) - هذا . . . اين بهار است و اين هم انوار و شكوفه‌هاى آن است ؛ شب‌ها و روزهايش پاكيزه است . ( بيت از ابو الغنائم موصلى است ) .