عطا ملك جوينى
653
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي )
موصوف و مذكور و به ذكا و صرامت « 1 » معروف و مشهور . كار خانيّت به حسن راى جهانآراى او قرار و نظام گيرد و مصلحت ولايت و رعيّت به يمن عزيمت و تدبير گرهگشاى او قوام پذيرد : خود پديدست در جهان بارى * كار هر مرد و مرد هر كارى 2 - و لكلّ عمل رجال و كلّ ميسّر لما خلق له « 2 » . عنان اين مصلحت در كفّ كفايت او مىنهم و خاتم مملكت در انگشت عزيمت و درايت او مىكنم ؛ چه توسن روزگار در زير ران سياست و صرامت او ذلول « 3 » شود و شمشير رعايت جمهور و حمايت ثغور از نيام عزيمت و شهامت او مسلول « 4 » گردد . » حاضران حضرت چون اين كلمات به سمع عقل و خرد استماع نمودند و يقين دانستند كه عوايد و فوايد اين كار به تمامت عالميان و به تخصيص به ايشان عايدست و هرچه ازين بگذرد زايد خواهد بود ، چو از راستى بگذرى خم بود ، به اتّفاق گفتند : اعطيت القوس باريها و اسكنت الدّار بانيها « 5 » ، ازين منزل گذر نيست و ازينجا راه فراتر نه و ليس وراء عبّادان قرية « 6 » ، و هريك از روى حقيقت بر سبيل تمثيل مىگفتند : گر بركنم دل از تو و بردارم از تو مهر * آن مهر بر كه افكنم آن دل كجا برم « 7 » 3 - و هر جوهر كه به مركز خويش رسد آرام گيرد . امّا منكو قاآن بدان رضا نمىداد و روزها از آن ابا مىنمود و متكفّل اين وثيقهء جسيمه « 8 » و متقبّل اين وديعهء عظيمه نمىگشت . چون الحاح و مبالغت او از حدّ متجاوز شد برادر او موكا اغول كه به زيور عقل و وقار آراسته بود برپاىخاست و گفت كه : « درين مجمع تمامت خط دادهايم و هم درين مجلس شرط كرده كه از فرمودهء باتو قاآن « 9 » نگذريم و به اشارت او تغيير و تبديل راه ندهيم و بر قول او مريد مزيد « 10 » نباشيم . چون اكنون منكو قاآن از مصلحت ديد آقا و سخن خويش عدول و انصراف مىجويد بعد ازين اگر آقا و اينى در سخنى بر خلاف شروع نمايد مجال اعتراض
--> ( 1 ) - صرامت : دلاورى . ( 2 ) - و لكلّ . . . و براى هر كارى مردانى ( صاحب صلاحيت ) است و همگى براى آنچه كه براى آن خلق شدهاند مهيّااند . ( قسمت اخير جزئى از حديث است . ) نگا : احاديث مثنوى ، ص 79 . ( 3 ) - ذلول : رام . ( 4 ) - مسلول : آهيخته ، بركشيده ، برهنه . ( 5 ) - اعطيت . . . كمان را به سازندهء آن بخشيدى و در خانه سازندهء آن را جاى دادى . ( 6 ) - ليس . . . آن سوى آبادان قريهاى نيست . ( 7 ) - از كمال الدّين اسماعيل . ( 8 ) - جسميه : بزرگ . ( 9 ) - باتو قاآن : اطلاق « قاآن » بر « باتو » بسيار عجيب است . احتمال دارد اصل نسخه « باتو آقا » بوده باشد . ( مص ) . ( 10 ) - مزيد : ظاهرا اينجا « مزيد » درست مىباشد به معنى به تكلّف افزاينده در سخن .