عطا ملك جوينى
893
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي )
از يسوتاند . بايجو از خويشان جبه است ، اوكتاىقاآن او را با جورماغون به هم فرستاده بود و هزاره دانسته و بعد از آن تومان دانسته و بايجو روم را ايل گردانيده و بدان غرور و مباهات نموده كه روم را من ايل كردم . هولاكو خان او را طلب داشته و گناه كار گردانيده به ياسا رسانيد و از مال او يكنيمه تمام بستده و آن تومان را به حكم يرليغ منكو قاآن پسر جرماغون شيرامون دانسته . و پسر بايجو نويان اداك بوده و هزاره دانسته و پسر اداك سولاميش كه در روم بود پادشاه اسلام [ غازان ] - خلّد اللّه ملكه - او را سيورغاميشى فرموده و پنج هزار سوار داده آنجا امير تومان گردانيده و دل دگرگون كرد و بايانجار و بوجوقور را بكشت و بدان گناه به ياسا رسيد » ، ( جامع التّواريخ طبع برزين ج 1 ص 281 - 282 ) . ازين قرار معلوم مىشود كه قتل بايجو به فرمان هولاكو ما بين رمضان 657 كه تاريخ حركت اوست به شام بر ميمنهء هولاكو و ربيع الثّانى 663 كه تاريخ وفات خود هولاكوست روى داده بوده است بالضّرورة « 1 » . ( 88 - ) - ص 785 س 4 ، كريت : از سياق عبارت جامع التّواريخ ص 264 در فقرهء معادلهء ما نحن فيه : « ميسره از حدود لرستان و بيات و تكريت [ صح : كريت ] و خوزستان تا ساحل عمان مىآمدند » برمىآيد كه كريت بدون شك ناحيهاى بوده در حدود يكى از ولايات ثلاث مذكوره يعنى لرستان يا بيات يا خوزستان . و در حقيقت در تاريخ گزيده در فصل تاريخ لر كوچك ذكر ناحيهاى و نيز قلعهاى به همين اسم دو مرتبه آمده است . در شرححال شجاع الدّين خورشيد از ملوك آن ولايت گويد ص 549 : « او را تابستانگاه كريت بود و زمستانگاه دلر و ملاح . » و در شرح احوال عزّ الدّين گرشاسف گويد ص 552 : « اكثر لران جانب حسام الدّين خليل داشتند . شكست بر عزّ الدّين گرشاسف افتاد . قصد قلعهء كريت كرد كه زنش ملكه خاتون بر آنجا بود « 2 » » . پس به ظنّ غالب بل به نحو قطع و يقين اين
--> ( 1 ) - براى مزيد اطّلاع از سوانح احوال بايجو نويان رجوع شود به مآخذ ذيل : مختصر الدّول ابن العبرى ( رجوع به فهرست آن ) ، و سلجوقنامهء ابن بيبى ( رجوع به فهرست آن ) و حوادث الجامعه ص 320 ، 323 ، 324 ، و جامع التّواريخ طبع كاترمر ص 118 ، 262 ، 264 ، 278 ، 280 ، 282 ، 322 ، 328 ، و قسمتى ديگر از همان كتاب طبع برزين ج 1 ص 281 - 282 ، ايضا قسمتى ديگر از همان كتاب طبع بلوشه ص 258 ، 548 ، و طبقات ناصرى 26 ، 433 ، و الفخرى 452 - 454 ( در هر دو مأخذ اخير به هيئت « باجو » ) ، و جهانگشا 2 : 553 ، و 3 : 690 ( « تايجو » به تاء مثنّاة فوقيّه ) ، و وصّاف 31 ، 33 ( ايضا به تاء مثنّاة فوقيّه ) . ( 2 ) - عين همين دو فقرهء راجع به كريت در شرفنامهء شرف خان بدليسى در تاريخ اكراد ( طبع پطرزبورغ ج 1 ص 38 و 39 ) نيز آمده ولى چون مأخذ كتاب مزبور نيز در اين فصول ظاهرا فقط تاريخ گزيده است و بس