عطا ملك جوينى
882
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي )
[ يعنى خزائن ميموندز را ] بر عساكر تحصيص فرمود » ( ج 3 ص 775 ) . و توهّم نرود كه شايد « تحصيص » به حاء مهمله در اين امثله از باب سهو يا مسامحهء نسّاخ باشد در تنقيط بهجاى « تخصيص » به خاء معجمه به دليل اين عبارت ديگر مؤلّف كه صريح در مطلوب است : « سلطان جهت محافظت بر بلاد و امصار اكثر قوّاد و انصار تحصيص كرد و از آن جمله سمرقند را به صد و ده هزار مرد تخصيص فرمود » ( ج 1 ص 198 ) كه از استعمال هر دو كلمه در يك جمله معا و در تلو يكديگر راه احتمال سهو نسّاخ مسدود و واضح مىشود كه خود مؤلّف اين كلمه را به معنى مذكور استعمال مىكرده است . ( 80 - ) - ص 776 س 10 ، شهرك رودبار : كذا ايضا بعينه در فقرهء معادلهء اين عبارت در جامع التّواريخ ( جلد اسماعيليّه نسخهء پاريس « 1 » ورق 124 ) . - مخفى نماناد كه اكنون در درهء شاهرود در ناحيهء شمال شرقى قزوين دو قريه است كه هر دو موسوم به شهرك است : يكى شهرك طالقان « 2 » كه آبادى بالنّسبه معظمى است در طالقان وسطى بر يمين شاهرود و معمورترين قراى طالقان است و داراى دويست خانوار جمعيّت و مسجد و حمّام و حسينيّه و بعضى دكاكين بزّازى و عطّارى و صبّاغى و حدّادى و بساتين بسيار و اشجار و اثمار بىشمار است و سه دانگ اين قريه وقف مدرسهء سپهسالار جديد طهران يعنى مدرسهء مرحوم حاجى ميرزا حسين خان قزوينى مشير الدّولة سپهسالار اعظم است . دوّم شهرك الموت كه قريهايست واقع بر ساحل شمالى رودخانهء الموت قريب دو فرسخ در مشرق ملتقاى آن رود با رود طالقان در درهء شيركوه سابق الذّكر و اين شهرك جزو ناحيهء اندجرود است از نواحى اربعهء الموت به تقسيم امروزى كه وصف آن اجمالا سابق گذشت « 3 » ، و آبادى اين شهرك فعلا به مراتب كمتر از شهرك طالقان است . پس از تمهيد اين مقدّمه گوئيم كه از تعبير شهرك رودبار به قيد رودبار ( سابق گفتيم كه « رودبار » در اصطلاح آن عهد بر مجموع دو ناحيهء امروزى الموت و رودبار معا اطلاق مىشده است ) واضح است كه مراد در اينجا شهرك الموت است نه شهرك طالقان ، چنان كه در اين عبارت ديگر رشيد الدّين در جامع التّواريخ ( نسخهء مذكوره ورق 76 ) : « روز يكشنبه پنجم ماه محرّم الحرام سنهء ستّ و ثمانين و اربعمائة به شهرك طالقان به
--> ( 1 ) - Suppl . pers . 1364 . ( 2 ) - رجوع شود به سابق ص 397 ( متن قزوينى ) و به سفرنامهء ميس استارك ص 345 و به نقشهء همان كتاب . ( 3 ) - رجوع شود به ص 389 ( متن قزوينى ) ، و به سفرنامهء ميس استارك ص 215 ، 259 - 260 .