عطا ملك جوينى
871
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي )
افتاده بود به اغلمش صاحب ترجمه واگذار نمود . و اغلمش هرچند چنان كه گفتيم از مماليك اتابكان آذربايجان بود و به همين مناسبت نيز ظاهرا به « اغلمش اتابكى « 1 » » معروف بود ولى چون مدّتى در ملازمت سلطان علاء الدّين محمّد خوارزمشاه به سر برده بود خود را از منتسبان و بستگان او مىدانست و در بلادى كه در تحت تصرّف او بود خطبه به نام سلطان مزبور مىخواند « 2 » . اغلمش پس از سه يا چهار سال حكومت بالاستقلال در عراق عجم در اوايل سنهء 614 در موقعى كه به استقبال حجّاج بيرون رفته بود جمعى از باطنيّه به تحريك ناصر خليفه به زىّ حجّاج بر او حمله كرده او را به قتل آوردند « 3 » . امّا اينكه گفتيم قتل اغلمش به دست باطنيّه در سنهء 614 بوده از آن راه است كه به تصريح ابن الأثير و نسوى يكى از علل لشكركشى سلطان محمّد خوارزمشاه به جانب عراق و قصد بغداد خود همين قتل اغلمش بوده است به دست فدائيان به تحريك ناصر خليفه و چون حركت خوارزمشاه به جانب عراق به تصريح هر دو مورّخ مزبور در سنهء 614 بوده « 4 » پس قتل اغلمش نيز بالضّرورة مؤخّر از سنهء مذكوره ممكن نيست باشد . و از طرف ديگر به تصريح زكريّاى قزوينى در آثار البلاد ص 251 در عنوان « رىّ » اغلمش در سنهء 614 هنوز در حيات بوده است لهذا قتل وى مقدّم بر سنهء مزبوره نيز نمىتواند باشد پس بالضّروره در خود همان سال 614 بوده نه قبل و نه بعد . و عين عبارت آثار البلاد از قرار ذيل است : « و النّاس يحفرون بها [ اى بالرّىّ ] و يجدون جواهر نفيسة و قطاع الذّهب و بها كنوز فى كلّ وقت يظهر منها شىء لأنّها ما زالت موضع سرير الملك و فى سنة اربع عشرة و ستّمائة فى زمن ايلقلمش [ صح : ايقلمش ] ظهر بها حباب كان فيها دنانير عجيبة و لم يعرف انّها ضرب اىّ ملك « 5 » » انتهى . و اصلا جاى شك و شبههاى نيست كه ايلقلمش در عبارت مذكور تصحيف ايقلمش [ - ايغلمش ] است كه سهوا لامى قبل از قاف بر آن علاوه شده چه هيچكس از ملوك عصر كه در حدود 614 صاحب رىّ و آن نواحى باشد و نامش نيز شباهتمّائى با ايقلمش داشته باشد در تاريخ وجود ندارد مطلقا و اصلا جز
--> ( 1 ) - « و اتّفق عقيب ذلك قتل الاسماعيليّة اغلمش الأتابكى » ( سيرة جلال الدّين منكبرنى ص 13 ) . ( 2 ) - « و اغلمش خود را بنده و بركشيدهء سلطان [ محمّد خوارزمشاه ] مىدانست » ( جهانگشا 2 : 466 ) . - « و منها انّ اغلمش لمّا ملك بلاد الجبل خطب له [ اى لمحمّد خوارزمشاه ] فيها جميعها » ( ابن الأثير 12 : 145 ) . - « و كان [ اغلمش ] مقيما رسمى الخطبة و الطّاعة للسّلطان بالعراق » ( نسوى ص 13 ) . ( 3 ) - جهانگشا 2 : 466 ، و نسوى 13 ، و روضة الصّفا 4 : 139 ، و حبيب السّير جزء 2 از جلد 2 ص 179 . ( 4 ) - ابن الأثير در حوادث همين سال ج 12 : 145 ، و نسوى ص 11 . ( 5 ) - آثار البلاد ص 251 .