عطا ملك جوينى

639

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي )

است « 1 » . فهرست مندرجات اين سه جلد طبع برزين از قرار ذيل است : جلد اوّل در تعداد قبايل اتراك و مغول و اخبار و حكايات راجع بدانها ، محتوى بر 286 صفحه متن و 31 ص مقدّمه روسى و 16 + 322 ص ترجمه روسى و حواشى و فهارس . اين مجلّد در سنوات 1858 - 1861 م به طبع رسيده است . جلد دوّم در تاريخ آبا و اجداد چنگيز خان از الان‌قوا جدّهء اعلاى او الى يسوكاى بهادر پدر او و تاريخ اوايل احوال خود چنگيز خان از ابتداء ولادت او در حدود سنه 549 الى جلوس او به تخت خانى در سنّ چهل و نه سالگى در شهريور سنه 599 ، محتوى بر 239 ص متن و 4 ص مقدّمه روسى و 4 + 335 ص ترجمه روسى و حواشى و فهارس ، اين مجلّد در سنه 1868 م به طبع رسيده . جلد سوّم در تاريخ بقيّه احوال چنگيز خان از سنه 600 يعنى از ابتداء جلوس او به تخت سلطنت الى وفات او در سنه 624 در سنّ هفتاد و سه‌سالگى و جنگهاى او و فتوحات او و سيرت و اخلاق او و مثلها و حكمهاى او ، محتوى بر 231 ص متن و 4 + 263 ص ترجمه روسى و حواشى و فهارس . اين مجلد جامع التّواريخ طبع برزين از كبريت احمر نادرتر است و با وجود آنكه چاپى است نمىدانم در نتيجه چه علّت و سببى به مراتب از نسخ خطّى آن كتاب ناياب‌تر و عزيزالوجودتر است و در اغلب كتابخانه‌هاى معروف اروپا مطلقا نسخه كاملى از آن يافت نمىشود و مرحوم ادوارد براون با آنكه مخصوصا در باب جامع التّواريخ بحث و تفتيش و تحقيقات بسيار نموده بود و در سنه 1908 م رساله نفيسى راجع به نسخ خطى معروفه و متون مطبوعه كتاب مزبور به‌عنوان « پيشنهاد طبع

--> ( 1 ) - مخفى نماناد كه رسم رشيد الدّين در جامع التّواريخ در تاريخ مغول مشرق همه جا بر اين است كه پس از ذكر وقايع عدّه‌اى از سنوات راجع به تاريخ سلاطين مغول كه همه را در فصل مخصوصى جمع مىكند فصل ديگرى در خصوص وقايع تاريخى ملل غير مغول كه معاصر با مغول بوده‌اند از ملوك اسلام و چين و ماچين و ختاى و غيرهم منعقد ساخته و خلاصهء حوادث تاريخى ايشان را كه در آن عدّهء معيّنه از سنوات روى داده در آن فصل نقل مىكند و سپس بازمىگردد به تاريخ مغول در عدّه‌اى از سنوات ديگر و باز مجدّدا به تاريخ وقايع ملل غير مغول در همان عدّه از سنوات و هكذا الى آخر كتاب . و برزين در اين سه جلدى از جامع التّواريخ كه او به طبع رسانيده جميع اين فصول معترضهء راجع به تواريخ ملل غير مغول را به كلّى از متن حذف كرده و به همان تاريخ مجرّد مغول اقتصار نموده است . اين توضيح لازم بود تا معلوم شود كه اين قسمت از جامع التّواريخ طبع برزين با همه اهميّتى كه حائز است باز ناقص است و عين خود جامع التّواريخ نيست و اگر كسى احيانا بعدها خواست كه اين قسمت طبع برزين را مجدّدا طبع نمايد بايد تمام آن سه مجلّد را به دقّت با نسخ خطّى جامع التّواريخ مقابله نموده جميع فصول معترضه‌اى را كه برزين به هواى نفس حذف كرده او ثانيا به‌جاى خود در متن گنجانيده سپس مجموع را به طبق اصل تأليف رشيد الدّين به طبع رساند .