عطا ملك جوينى
834
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي )
مغرب به سر برد و دعوت خود را ابتدا ميان ايشان و سپس به معاونت و مظاهرت ايشان در ساير نواحى شمال افريقا منتشر ساخت . ( 32 - ) - ص 722 س 11 : « چون به سجلماسه رسيدند بو عبد اللّه كتامى به استقبال او آمد » : اين فقره كه مهدى با پسر خود به سجلماسه آمدند و ابو عبد اللّه شيعى به استقبال ايشان بيرون آمد باز از آن سهوهاى بسيار عجيب مؤلّف است كه در اين فصل مكرّر ازو سر زده است و مسئله در واقع به كلّى برعكس بوده است ؛ چه اجماع مورّخين است كه مدّتها قبل از فتح سجلماسه به دست ابو عبد اللّه شيعى مهدى با پسرش در آن شهر در حبس والى آنجا اليسع بن مدرار « 1 » گرفتار بودند و فقط پس از فتح سجلماسه در هفتم ذىالحجّه سنهء دويست و نود و شش « 2 » بود كه ابو عبد اللّه مذكور توانست مهدى و پسرش را به تفصيلى كه در كتب تواريخ مسطور است از حبس خلاصى داده زمام امر و نهى آن مملكت فسيح الأرجاء عريض الأكناف را كه تا آن لحظه در قبضهء اقتدار خود او بود به طيب نفس و طوع خاطر تسليم وى نمايد « 3 » و خود در پيش او مانند يكى از بندگان بر پاى ايستد . بارى مؤلّف جميع اين حوادث و وقايع مشهور را به خطّ مستقيم واژگونه كرده گويد كه ابو عبد اللّه شيعى در سجلماسه بود و مهدى با پسرش به آنجا ورود نمودند و ابو عبد اللّه به استقبال ايشان بيرون آمد الخ . ( 33 - ) - ص 722 س 17 : تاريخ سنهء سيصد و سه كه در حواشى ذيل صفحات در خصوص شروع در بناء مهديّه ذكر كرديم مطابق اقوال جمهور مورّخين است « 4 » ولى ابو عبيد بكرى در كتاب المغرب فى ذكر افريقيه و بلاد المغرب « 5 » تاريخ بناء شهر مزبور را در سنهء سيصد ضبط كرده و الأمر فيه هيّن . امّا تاريخ اتمام مهديّه و انتقال مهدى از رقّاده بدان شهر ما بين مورّخين خلافى نيست كه در سنهء سيصد و هشت بوده است در ماه شوّال .
--> ( 1 ) - ابن الأثير ج 8 ص 15 ، 18 ، 19 ، و اتّعاظ الحنفاء ص 36 . ( 2 ) - ابن عذارى ج 1 ص 151 . ( 3 ) - و عجب آنست كه ابو عبد اللّه شيعى قبل از آن لحظه مهدى را هيچ نديده بوده و شخصا او را هيچ نمىشناخته و فقط غايبانه و از راه كمال عقيده و تديّن و اخلاص به نام او دعوت مىكرده و شمشير مىزده . ابن عذارى در البيان المغرب ج 1 ص 122 گويد : « و لم يكن رآه [ اى لم يكن ابو عبد اللّه الشّيعى رأى المهدىّ ] قطّ انّما كان يسمع اخباره من شيوخ الشّيعة و كان يعتقد ذلك اعتقادا صحيحا لا مرية فيه الى ان صفا له امر البربر فنازل الحواضر و هزم ملك افريقية و انتزعها من يده » . ( 4 ) - رجوع شود به ابن الأثير در حوادث سنهء 303 ، و معجم البلدان در عنوان « المهديّة » ، و ابن خلّكان در شرححال مهدى « عبيد اللّه » ج 1 ص 294 ، و تقويم البلدان ابو الفدا ص 145 ، و خطط مقريزى ج 2 ص 162 ، و اتّعاظ الحنفاء همو ص 42 . ( 5 ) - طبع الجزائر سنهء 1911 م ص 30 .