عطا ملك جوينى

832

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي )

هفتاد دعوت او در يمن ظاهر شد و كار او بالا گرفت و اتباع او بسيار شد و شهرهاى عمدهء يمن را مانند صنعا و غيره فتح نمود و خود را منصور لقب نهاد و به تمام نواحى يمن و بحرين و يمامه و سند و هند و مصر و مغرب دعاة فرستاد . پدر مهدى پس از مدّتى ابو عبد اللّه شيعى آتى الذّكر را به يمن نزد ابن حوشب فرستاد و او را توصيه نمود كه چند گاهى در يمن در نزد ابن حوشب به سر برد و به كلّى مطيع فرمان و منقاد اوامر او باشد و به سيرهء او اقتدا نمايد و از آن پس به زمين مغرب رود . ابو عبد اللّه همچنان نمود و مدّتى در يمن در ملازمت ابن حوشب به سر برد و در مجالس او حاضر شد و نكات و دقايق دعوت را از آن استاد آزموده فرا گرفت و سپس به مغرب زمين رفت به ميان قبايل كتامه چنان كه شرح آن خواهد آمد . در اسم و نسب ابن حوشب ما بين مورّخين اختلاف بسيارى است و آنچه در فوق ذكر شد مطابق اقوال جمهور ايشان است « 1 » . ( 30 - ) - ص 722 س 5 ، بو عبد اللّه صوفى محتسب : هو ابو عبد اللّه الحسين بن احمد بن محمّد بن زكريّا المعروف بابى عبد اللّه الشّيعى الصّوفى المحتسب « 2 » و الملقّب عندهم به صاحب البذر . اصل وى چنان كه خواهد آمد از كوفه يا رامهرمز يا صنعاء يمن بوده است . وى مؤسس دولت فاطميّين بود در مغرب نظير ابو مسلم خراسانى كه مؤسّس دولت بنى عبّاس بود در مشرق . و شرح احوال او و سوانح زندگى او و جلايل اعمال او مشهورتر از آنست كه در اينجا احتياج به بسط مقالى در اين باب باشد . وى يكى از نوادر رجال عصر و از دهاة و كفاة و مدبّرين درجهء اوّل دنيا معدود بوده است . و ازين چه عجب‌تر كه او را تنها و بدون مال و رجال و اعوان در حدود سنهء دويست و هشتاد « 3 » براى نشر دعوت از يمن به مغرب فرستادند ، و وى در آنجا فقط در سايهء زيركى و دها و كفايت و عزم و

--> ( 1 ) - رجوع شود به تاريخ ابن الأثير ج 8 ص 11 در حوادث سنهء 296 ، و دستور المنجّمين ورق 335 ، و صبح الأعشى ج 13 ص 240 ، و خطط مقريزى ج 2 ص 160 ، و اتّعاظ الحنفاء همان مؤلّف ص 20 ، 27 ، 31 . ( 2 ) - « و كان محتسبا بسوق الغزل من البصرة » ( اتّعاظ الحنفاء ص 27 ) ، « ولى الحسبة فى بعض اعمال بغداد » ( خطط مقريزى 3 : 15 - 16 ) . - در حواشى ذيل صفحات گفته شد كه لقب « صوفى » براى صاحب ترجمه جز در جامع التّواريخ در جاى ديگر به نظر نرسيد ، بعدها در مروج الذّهب 1 : 371 و ذيل طبرى از عريب 52 ديده شد كه هر دو صريحا او را « ابو عبد اللّه المحتسب الصّوفى » مىخوانند . ( 3 ) - ورود ابو عبد اللّه الشّيعى به مغرب در نيمهء ربيع الأوّل سنهء دويست و هشتاد بوده است ( ابن الأثير ج 8 ص 12 در حوادث سنهء 296 ، و البيان المغرب لا بن عذارى المراكشى ج 1 ص 117 ، و تاريخ ابو الفدا ج 2 ص 65 ) ، - مقريزى در اتّعاظ الحنفاء ص 32 و در خطط ج 3 ص 16 دخول ابو عبد اللّه را به مغرب در سنهء دويست و هشتاد و هشت نگاشته و آن سهو واضح يا تحريف نسّاخ است .