عطا ملك جوينى
797
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي )
اين دو بيت از ابو القاسم علىّ بن محمّد البهدلى الأيلى از شعراء شام است ( رجوع شود به تتمّة اليتيمهء ثعالبى طبع آقاى اقبال ج 1 ص 19 ، و خاصّ الخاصّ همان مؤلّف طبع مصر ص 164 كه در هر دو موضع در مصراع دوّم از بيت اوّل « لا يغفر لى ذنبى » دارد به جاى « لا يعفو عن ذنبى » . ( 11 - ) - ص 688 س 7 : و آنچ به تازگى ارتاق مىشوند : شاهدى است براى استعمال « آنچه » در ذوى العقول يعنى آنان كه . رجوع شود براى شواهد ديگر اين نوع استعمال به ص 691 س 2 - 3 و نيز به راحة الصّدور ص 359 س 1 ، 394 : 21 ، 417 : 7 ، 430 : 23 ، 436 : 13 . - در نسخهء بسيار مصحّحى از ديوان ظهير فاريابى از نسخ كتابخانهء ملّى پاريس « 1 » مورّخهء سنهء 843 اين بيت معروف ظهير را چنين نگاشته : نى نى ازين ميانه تو مخصوص نيستى * در هرچ بنگرى به همين درد مبتلاست و معروف بر السنه اكنون « هركه » است . - در تاريخ عالمآراى امينى ( تاريخ سلسلهء آققويونلو ) تأليف فضل اللّه خنجى معروف به امين نسخهء كتابخانهء ملّى پاريس « 2 » اين دو بيت ذيل را در هجو سلطان حيدر صفوى ايراد نموده : آنچه هرگز نكرده بود صلاة * و آنچه هرگز نداده بود زكات آنچه نگرفته هيچگه روزه * و آنچه نشناخته ره عرفات كه چنان كه ملاحظه مىشود چهار مرتبه آنچه را به جاى آنكه استعمال كرده است . ( 12 - ) - ص 699 س 20 - 21 : اين دو بيت از جمله ابياتى است از كعب ابن معدان الأشقرى « 3 » از شعراء عهد امويّه در وصف قلعهء نيزك در بادغيس هرات و فتح آن بر دست يزيد بن مهلّب در سنهء 84 . و مجموع آن ابيات در تاريخ طبرى ( سلسلهء 2 ص 1130 - 1131 ) و بعضى از آنها در تاريخ ابن الأثير ( ج 4 ص 240 ) مسطور است . و فيها يقول : نفى نيزكا عن بادغيس و نيزك * بمنزلة اعيى الملوك اغتصابها محلّقة دون السّماء كأنّها * غمامة صيف زلّ عنها سحابها و لا تبلغ الأروى شماريخها العلى * و لا الطّير الّا نسرها و عقابها
--> ( 1 ) - Suppl . pers . 795 . 42 a ورق ( 2 ) - Aneien fonds pers . 101 - a 126 ورق ( 3 ) - رجوع شود به اغانى و كامل المبرّد ( به فهرست آن دو ) ، و طبقات الشّعراء ابن قتيبة 258 ، و تاريخ طبرى در مواضع عديده ( رجوع به فهرست آن ) ، و ابن الأثير در حوادث سنهء 84 . و اشقرى به قاف منسوب است به اشقر كه قبيلهايست از ازد ( طبرى 2 : 1007 ، و اشتقاق ابن دريد 294 ، و تاج العروس 3 : 311 ) ، و اشعرى به عين چنان كه در بعضى از مآخذ مذكوره آمده تصحيف است .