عطا ملك جوينى

794

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي )

است به مناسبت اينكه پركرگس و عقاب و مانند آن را بر تير مىبسته‌اند از بهر آنكه تير تندتر و سبك‌تر رود . - در ديباچهء راحة الصّدور در نعت حضرت رسول صلعم گويد ( ص 7 ) : « از تركستان حرا درآمد با كيش قرآن نه با كيش و قربان » . - و به واسطهء اشتراك لفظى كيش و قربان در معنى مذكور و در معانى ديگر ( كيش به معنى مذهب ، و قربان به معنى قربانى و به معنى تقرّب و به معنى مقرّبان است ) بسيارى از اوقات شعرا و نويسندگان اين دو كلمه را به نحو توريه و ايهام استعمال كرده و با وجود تبادر معنى قريب آنها به ذهن مخاطب در اوّل وهله يعنى تيردان و كمان‌دان معانى بعيد آن‌ها را اراده نموده‌اند ، سعدى گويد : هر تير كه در كيش است گر بر دل ريش آيد * ما نيز يكى باشيم از جملهء قربان‌ها و حافظ گويد : بر جبين نقش كن از خون دل من خالى * تا بدانند كه قربان تو كافركيشم و مولوى گويد : ترس موئى نيست اندر پيش عشق * جمله قربانند اندر كيش عشق و مؤلّف خود گويد در جهانگشاى ( ج 3 ص 703 ) : « و دانست كه كبش نطّاح در تنور بلا قربان خواهد شد و كيش حسن صبّاح بىقربان » يعنى بدون مقرّبين و اتباع . - و در وصّاف گويد ( ص 201 ) : « گوئى فلك از بهر تهيّهء برگ عيد جان‌هاى نازنينان را به وعيد آن لشكر بىكيش قربان مىساخت » . - و اصل اين كلمه قرمان است با ميم به جاى باء موحّده كه به تركى به همين معنى است به عينه . در ديوان لغات التّرك تأليف محمود كاشغرى گويد ( ج 1 ص 370 ) : « قرمان - المقوس بلغة الغزيّة و قفچاق يقال « كيش قرمان » اى مقوس و كنانة و اصله من قولهم « قورمان » اى شدّ المنطقة فى الوسط » . ( 6 - ) - ص 675 س 7 : ايقاق به الف و ياء مثنّاة تحتانيّه و دو قاف بينهما الألف كه گاه ايقاغ و ايغاغ و ايغاق نيز نويسند به قلب يكى از دو قاف يا هر دوى آن‌ها به غين كلمه‌ايست تركى ( ؟ ) به معنى سخن‌چين و ساعى و نمّام يعنى كسى كه در حقّ ديگرى سعايت كند خواه به حق يا به باطل ، به راست يا به دروغ ( قاموس تركى به فارسى عدن « 1 » و حواشى بلوشه بر جامع التّواريخ 234 ، 522 . اينك بعضى شواهد اين فقره : « از روى استحقاق و ياساى چنگز خان كه ايقاق كذّاب را بكشند تا ديگر كسان اعتبار گيرند كشتن بر شما

--> ( 1 ) - نسخهء كتابخانهء ملّى پاريس Suppl . ture 1000 ورق b 114 .