عطا ملك جوينى

774

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي )

فرستادن . » و ايشان در اوّل رمضان به پاى ميمون‌دز رسيدند . از خبر وصول رايات جهانگشاى بدان حدود و اشارت پادشاهانه كه فرموده بودند ركن الدّين و قوم مضطرب گشتند و رعب و خوف برو مستولى شد . گفت پسر را مىفرستم و به اشارت و مشاورت ناصحان و مشيران خود چنان فرا نمود كه پسر را مىفرستد . و كار ساختن گرفتند و در سرّ به قول زنان و قاصر نظران تلبيس و تمويه « 1 » مىساخت چنانك كودكى را هم در سنّ پسر او و آن كودك از زنى كرد زاده بود كه خامهء سراى پدرش بودى . و چون از زن حمل بدان كودك ظاهر شد علاء الدّين او را با خانهء پدرش فرستاد و بعد از ولادت كسى نيارست گفت كه كودك از آن علاء الدّين است و التفاتى نمىكردند درين حال . آن كودك را ملواح « 2 » ساخت و بر مدبّران و مشيران خويش تعميه « 3 » و تمويه كرد و چنان نمود كه پسر خود را مىفرستم . و آن كودك را در صحبت ايلچيان در هفدهم رمضان بفرستاد . رايات پادشاه به سر حدّ ولايت ركن الدّين رسيده بود ؛ آن حال چگونه مخفى ماندى ؟ معلوم شد كه پسر دروغى را فرستاده الّا آنك از حضرت پادشاه در وقت كشف آن تلبيس نفرمودند و اغضا و مواراتى « 4 » رفت . و بعد از دو روز پسر مزوّر را بازفرستادند بدين اسم كه : « هنوز كودك است ؛ اگر ركن الدّين ديرتر به بندگى مىتواند رسيدن برادر ديگر را زودتر بفرستد تا شهنشاه كه چندگاه است كه ملازم خدمت اردوست به التماس ركن الدّين « 5 » نزديك او فرستند . » پسر دروغى بيست و دوّم رمضان را با پيش ركن الدّين رسيده بود . درين ما بين چون مسافت از رودبار الموت به اردوى پادشاه نزديك بود بر دوام ايلچيان تردّد مىداشتند و از حضرت پادشاه وعد و وعيد و استمالت و انذار مىفرمودند . القصّه ركن الدّين پنجم شوّال برادر ديگر خود شيرانشاه نام را به حضرت پادشاه روانه كرد . شيرانشاه سيّم روز را كه هفتم شوّال بود در ناحيتى كه فسكر 77 - خوانند از مضافات رىّ به بندگى پادشاه رسيد . و در آن وقت وزير گيلكى از گردكوه بازرسيده بود و حاكم گردكوه قاضى تاج الدّين مردان‌شاه را به بندگى پادشاه جهان رسانيده . و از آنجا در نهم شوّال برادرش شهنشاه را بازگردانيدند با آنك « 6 » : « اگر ركن الدّين قلعهء ميمون‌دز را خراب كند و

--> ( 1 ) - تمويه : دروغ آرايى . ( 2 ) - ملواح : مرغى كه صياد بر روى دام مىبندد تا مرغان ديگر گرد او درآيند و صيد شوند . به فارسى خروهه و پاىدام مىگويند . ( 3 ) - تعميه : كور كردن ، پوشاندن چيزى . ( 4 ) - موارات : پنهان داشتن . ( 5 ) - « به التماس ركن الدّين » متعلّق است به « فرستند » زيرا ركن الدّين مكرّر استدعا كرده بود كه شهنشاه را بازپس فرستند : « و ركن الدّين در استرداد برادر و وزير و ديگران روز به روز تشفّع مىنمود » . ( مص ) ( 6 ) - با آنك : با توجه به سياق متن به معنى « با حكم آنكه » و « با اين پيغام كه » آمده است .