عطا ملك جوينى

757

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي )

على قائله الصّلاة و السّلام بود كه الولد للفراش و للعاهر الحجر « 1 » صدق رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلّم . و انّ القول ما قالت حذام « 2 » . سيّم كه طامّهء كبرى « 3 » و موجب شقاوت و خسران عقبى است آنك تصحيح اين وجه سقيم را حال انبياء مرسل به تشبيه آوردند و حوالت اين حال مموّه « 4 » به پيغمبران منزّه كردند و گفتند اين انتساب همچون انتساب ذبيح اللّه اسماعيل بن خليل اللّه ابراهيم - صلوات اللّه عليهما - بود كه در حقيقت پسر ملك السّلام بود كه ذكر او در تورية آمده است به ملخيزداق « 5 » چنانك در مقدّمهء اين اوراق بيامد . و به زعم اين طايفهء گمراه از جملهء امامان ايشان بوده و به ظاهر او را پسر ابراهيم - صلوات اللّه عليه - دانسته‌اند . و بدين دعوى نزديك ايشان اسماعيل امام باشد و ابراهيم نه امام . وجه دوّم كه معتقد اولاد و اقارب بزرگ اميد بودى ؛ اعنى خواصّ اهل نواحى الموت آنست كه محمّد بن بزرگ اميد را بر قلعهء الموت پسرى آمد و هم در آن روز امام مجهول را كه وجود نداشته در ديه پاى الموت اين حسن از مادر بزاد . بعد از سه روز زنى بر قلعهء الموت آمد و در سراى محمّد بن بزرگ اميد رفت و چند كس ديدند كه آن زن چيزى در زير چادر داشت . و به آن موضع بنشست كه طفل محمّد بن بزرگ اميد را آنجا خوابانيده بودند و در آن ساعت به حكم حكمت الهى غيرى آنجا نبود . اين حسن را كه پسر امام بود به جايگاه او بنهاد و كودك محمّد بن بزرگ اميد را با زير چادر گرفت و ببرد . اين وجه خود به وجهى از روايت اوّلين رسواترست كه زنى بيگانه در سراى پادشاهى شود و در حوالى طفل پادشاه هيچ خلق نباشد تا او طفلى بيگانه را به‌جاى پادشاه‌زاده بنهد و پادشاه‌زاده را ببرد كه كسى را وقوف نيفتد و بعد از آن پدر و مادر و دايگان و خدم و پرستاران هيچ‌كس تفاوت صورت طفل بيگانه از طفل خود بازنشناسد . و اين وجه خود بىشبهت از مكابرهء عقل و تكذيب حسّ و معاندهء عرف و عادتست . و بر تصديق اين قول از محمّد كه پسر اين حسن بوده است روايت كنند كه گفته است : « حديث بنوّت حسن از محمّد بن بزرگ اميد همچون بنوّت اسماعيل از ابراهيم عليهما السّلام بوده است ؛ تفاوت بيش از آن نبوده كه ابراهيم

--> ( 1 ) - الولد . . . فرزند از آن بستر است و براى زناكار سنگ و رجم است . ( 2 ) - و انّ . . . گفته ، همان گفته حذام است . ( مصرع بيتى است از « حجيم بن صعب » يا وسيم بن طارق ) . ( 3 ) - طامّهء كبرى : بلاى بزرگ ، كنايه از روز قيامت . ( 4 ) - مموّه : مغشوش و ناراست . ( 5 ) - ملخيزداق : نام پادشاهى كه نامش در تورات آمده است : ملخيزداق ملخ شوليم ، يعنى ملك الصدق و ملك السّلام ( پادشاه راستى و سلامتى ) .