عطا ملك جوينى
750
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي )
ماجرا بر خداترسى و پاك اعتقادى سلطان سنجر استدلال مىتوان كرد . سلطان مسعود بر امتثال فرمان به حضرت امير المؤمنين رفت و بعد از تقديم اعتذار و التزام استغفار و اقرار به آثام و اوزار التماس عفو نمود . و سلطان مسعود تبرّك و تيمّن را غاشيهء « 1 » امير المؤمنين برداشت و در پيش اسب او پياده مىرفت تا به سراپردهء او كه سلطان زده بود . چون امير المؤمنين بر تخت متمكّن شد سلطان در موضع حجّاب و مقام نوّاب بر پاى بايستاد . و سلطان سنجر بار ديگر رسولى فرستاد كه : « امير المؤمنين را همانا عزيمت دارالسّلام انديشه باشد ؛ در آن باب استعداد و ترتيب كه لايق چنان حضرتى باشد ساخته كند . » و به اعلام اين حال رسول سلطان سنجر كه از جملهء مقرّبان بزرگترين بود معتمدى را « 2 » نزديك سلطان مسعود فرستاد . سلطان به استقبال رسول برنشست . جماعتى از ملاعين فدائيان و ملاحده فرصت خلوّ درگاه از لشكر و سپاه نگاه داشتند و مغافصة در بارگاه رفتند و امير المؤمنين را كارد زدند در هفدهم ذىالقعده سنهء تسع و عشرين و خمسمائة « 3 » . سلطان مسعود جزعها نمود و تعزيتى عظيم چنانك لايق جانبين باشد اقامت كرد و او را در اندرون مراغه دفن كردند . جمعى از كوتاه نظران و بدخواهان دولت سنجرى اين حال را بديشان نسبت مىكردند « 4 » ؛ امّا كذب المنجّمون و ربّ الكعبة « 5 » . حسن طويّت « 6 » و نقاء « 7 » سريرت « 8 » سلطان سنجر در متابعت و تقويت دين حنيفى و شريعت و تعظيم امور دار الخلافه در ضمن شفقت و رأفت از آن واضحترست كه به امثال اين بهتان و اشكال اين تزوير حضرت او را كه منبع صفح و منشأ رأفت بود نسبت توان داد . فىالجمله « و الكلام يجرّ بعضه بعضا « 9 » » با سر سخن آمديم : بزرگ اميد بر سر ضلالت
--> ( 1 ) - غاشيه : زينپوش اسب . ( 2 ) - ظاهر عبارت اين است كه رسول سلطان سنجر معتمدى را از جانب خود نزد سلطان مسعود فرستاد ؛ ولى از سياق كلام بعد چنين برمىآيد كه مقصود از رسول و معتمد گويا شخصى واحد است ( و آن شخص « يرنقش قرآن خوان » است چنان كه در تاريخ العماد الكاتب ص 177 و ابن الاثير 11 / 12 آمده است ) ظاهرا اصل عبارت چنين بوده است : « و به اعلام اين حال ، سلطان سنجر معتمدى را كه از جملهء مقربان بزرگترين بود رسول ( يعنى به رسالت ) نزديك سلطان مسعود فرستاد . » و سپس در نقل و استنساخ تقديم و تأخيرى در بعضى كلمات روى داده است . ( مص ) ( 3 ) - سال 529 . ( 4 ) - از جمله كسانى كه قتل مسترشد را به تحريك سلطان سنجر مىدانند عماد كاتب است در تاريخ سلجوقيّه ص 178 . ( 5 ) - قسم به خداى كعبه كه منجّمان دروغ گويند . ( 6 ) - طويّت : انديشه . ( 7 ) - نقاء : پاكيزگى . ( 8 ) - سريرت : باطن . ( 9 ) - و . . . و بعضى سخنان بعضى ديگر را به دنبال خود مىكشاند .