عطا ملك جوينى

748

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي )

ايشان ترقّى گرفت و از خراج املاك كه در ناحيت قومش بديشان منسوب بود سه هزار دينار ادرار فرمود و در پاى گردكوه بر سبيل بدرقه و باج ايشان را معيّن كرد « 1 » تا اندك باجى از ابناء السبيل مىگرفتند و تاكنون آن رسم از آنست . و از مناشير سنجرى در كتابخانهء ايشان چند منشور كه باقى مانده بود به استمالت و احماد ايشان ديدم و از آن بر وفور اغضا و اغماض و سلامت‌طلبى سلطان استدلال گرفت « 2 » . القصّه در عهد سلطان آسوده و مرفّه بماندند . و حسن هم در ايّام سلطان در ماه ربيع الآخر سنهء ثمان عشر [ ة ] و خمسمائة « 3 » رنجور شد و كس به لمّسر فرستاد و بزرگ اميد را بخواند و به‌جاى خويش تعيين كرد . و دهدار ابو على اردستانى را بر دست راست و دعوت ديوان به تخصيص « 4 » حوالت به دو كرد . و حسن آدم قصرانى را بر دست چپ ، و كيا با جعفر را كه صاحب جيش بود در پيش . و وصيّت كرد تا به وقتى كه امام با سر ملك خويش آيد به اتّفاق و استصواب هر چهار كار مىسازند . و حسن شب چهارشنبه ششم ربيع الآخر سنهء ثمان عشر [ ة ] و خمسمائة « 5 » الى نار اللّه و سقره شتافت . و حسن صبّاح از آن روز كه بر قلعهء الموت شد - چنانك ذكر رفت - تا مدت سى و پنج سال كه از دنيا برفت هيچ‌وقت از آن قلعه به زير نيامد و از آن سراى كه مقامگاه او بود دو نوبت بيش بيرون نيامد و دو نوبت بر بام سراى شد و باقى اوقات در آن سراى معتكف بود و به مطالعهء كتب و تقرير سخن بدعت خويش و تدبير امور مملكت مشغول ؛ چنانك از « صابى » حكايت كنند كه به وقت تأليف « تاريخ تاجى » با دوستى كه از حال اشتغال او سؤال كرد گفت اكاذيب الفقها و اباطيل انمّقها ، حديث خرافة يا امّ عمرو « 6 » . چون بزرگ اميد با رفقاى ديگر بنشست بيست سال « 7 » همان قاعده و سلوك صبّاحى را

--> ( 1 ) - معيّن كرد : ظاهرا در اينجا به معنى « اجازه داد » و مجاز نمود و نحو ذلك است . ( مص ) ( 2 ) - يعنى گرفتم . ( 3 ) - سال 518 . ( 4 ) - دعوت ديوان به تخصيص : گويا « ديوان دعوت به تخصيص » مناسب‌تر است . ( مص ) ( 5 ) - سال 518 . ( 6 ) - اكاذيب . . . دروغ‌هايى كه به هم آميختم و سخن‌هاى نادرستى كه به وسيله آن‌ها [ نوشته‌ها را ] زينت دادم - اى امّ عمر ! حديث [ مرگ و زندگى و محشر ] خرافه‌اى بيش نيست . ( قسمت اوّل اين عبارت از صابى ( ابراهيم بن هلال ) است با اندكى تصرف . قسمت دوّم مصراعى است از بيتى مربوط به « عبد اللّه بن الزّبعرى » شاعر مشهور معاصر حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و مصراع اوّل آن اين است : حياة ثمّ موت ثمّ نشر . ( 7 ) - مرحوم قزوينى مدّت حكومت بزرگ اميد را چهارده سال و كسرى ذكر مىكند و گفتهء جوينى را مبنى بر بيست سال سهو واضح مىداند . ر . ك : متن مرحوم قزوينى صص 216 - 217 .