عطا ملك جوينى
742
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي )
ارسلانتاش نام بود به دفع و قمع حسن صبّاح و متابعان او نامزد فرمود . آن امير در جمادى الأوّل سال مذكور به محاصرهء الموت بنشست . و آن وقت با حسن صبّاح بر الموت شصت هفتاد مرد بيش نبود و اندك ذخيرهاى داشتند . به سدّ رمق و قوت اندك روزگار مىگذاشتند و با محاصران به جنگ و قتال مشغول مىبودند . داعى حسن صبّاح كه نامش دهدار بوعلى بود از زواره و اردستان به قزوين مقام داشت و قومى از مردم قزوين اجابت او كرده بودند . و همچنين در ولايت طالقان و كوه بره « 1 » و ولايت رىّ بسيار مردم دعوت صبّاحى را متقلّد شده بودند و رجوع ايشان با آن متوطّن قزوين بود . حسن صبّاح از دهدار بوعلى استمداد نمود . او از مردم كوه بره و طالقان جماعتى را تحريض كرد و از قزوين جهت او اسلحه و آلات حرب فرستاد تا مردى سيصد ازيشان به مدد حسن صبّاح آمدند و خود را بر الموت افكندند و به معاونت مقيمان الموت و مظاهرت قومى از مردم رودبار كه از بيرون قلعه با ايشان مواضعه و ميعاد نهادند در آخر شعبان اين سال يك شب شبيخون بر لشكر ارسلانتاش زدند و به تقدير الهى لشكر ارسلانتاش منهزم شدند و از الموت برفتند و با خدمت ملكشاه شدند . سلطان ملكشاه از آن متفكّر گشت و در انديشهء استيصال آن طايفه ايستاد . خود روزگار به آخر رسيده بود . از وفات او تعويق در تدبير قمع آن مخذولان افتاد و فتنهء ايشان قوى شد . و هم در اوايل سنهء خمس و ثمانين و اربعمائة « 2 » اميرى ديگر را از خواصّ او نامش غزل سارغ نامزد دفع ملاحدهء قهستان كرد و لشكرهاى حدود خراسان را به متابعت و مظاهرت او فرمود . غزل سارغ آن جماعت را در حصار دره « 3 » كه متّصل سيستانست از مضاف مؤمنآباد « 4 » محصور كرد و به جنگ ايشان مشغول شد . پيش از استخلاص خبر وفات ملكشاه به او رسيد . از آنجا برخاست و لشكر او متفرّق شدند . آن جماعت نيز چون طاغيان الموت دست تطاول به هر طرف دراز كردند و پاى تعدّى بكشيدند چنانك گفتهاند :
--> ( 1 ) - كوه بره : قطعا همان « بره » است كه در نزهة القلوب صص 217 و 218 شرح آن را مىدهد و از وصفى كه از آن مىكند تقريبا يقين حاصل مىشود كه مراد از آن منجيل حاليّه است . ( مص ) ( 2 ) - سال 485 . ( 3 ) - دره : قريهايست واقع در تقريبا پانزده فرسخى جنوب طبس مسينان و بيست فرسخى جنوب شرقى بيرجند بر سر راهى كه از بيرجند به سيستان مىرود و قلعه كهنهاى هنوز در تپههاى اطراف آن باقى است . ( مص ) ( 4 ) - مؤمنآباد : ناحيهايست كوهستانى ما بين بيرجند و طبس مسينان در شرقى بيرجند و غربى طبس مسينان و هنوز نيز به همين نام موسوم است .