عطا ملك جوينى
734
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي )
قاهره رسيد 58 - . عاضد و شابور تعظيم و اكرام مورد او را استقبال كردند . شيركوه جهت لشكر از شابور التماس مالى كرد . شابور مطل « 1 » و مدافعت پيش نهاد . موالات و مصافات به منافره و معادات كشيد . شابور در تدبير آن ايستاد كه شيركوه را به علّت « 2 » ضيافت از دست برگيرد « 3 » . چون عاضد در دست شابور زبون و عاجز بود شيركوه را خبر داد از مكيدت او و بر قتل شابور باعث گشت . بر سبيل تفقّد و تودّد روزى شابور به نزديك شيركوه آمد . برادرزادهء او صلاح الدّين يوسف بر عادت به اسم استقبال با جماعتى از اهل سلاح پيشباز رفت . و او را بگرفت و آنچنانك فرمودهء عاضد بود سرش پيش او فرستاد و كان ذلك فى السّابع عشر من ربيع الآخر سنة اربع و ستّين و خمسمائة 59 - « 4 » . عاضد منصب وزارت به شيركوه تفويض كرد و او را ملك منصور لقب داد . سه ماه تمام نبود « 5 » كه گذشته شد . وزارت به برادرزادهء او صلاح الدّين يوسف داد . صلاح الدّين ضبط امور كرد و بر عاضد و مملكت مصر مستولى گشت و عاضد محكوم حكم او بود . صاحب شام نور الدّين محمود به صلاح الدّين يوسف چيزى نوشت كه : « چون نفاذ حكم در آن ممالك دست داد نصرت حقّ بر باطل واجب بايد داشت و حقّ را در نصاب خويش آرام داد و شعار دعوت اسلام به نام خلفاى عبّاسى ظاهر گردانيد . » صلاح الدّين اجابت كرد و اوّل جمعهء محرّم سنهء ستّ [ صح : سبع ] و ستّين و خمسمائة « 6 » بر منابر ديار مصر به نام النّاصر لدين اللّه « 7 » خطبه كرد و سكّه زد . و عاضد روز عاشورا وفات يافت و صلاح الدّين اولاد و انساب او را محبوس كرد و به عاقبت تمامت را شربت فنا چشانيد و به كلّى نسل ايشان منقطع گردانيد . او صلاح الدّين يوسف مستبدّ و مستقلّ گشت و او را آثار محمود و مقامات مشهورست .
--> ( 1 ) - مطل : به تأخير افكندن وام . ( 2 ) - به علّت : به بهانهء . ( 3 ) - از دست برگرفتن : شبيه عبارت امروزى « از پيش پا برداشتن » ، كشتن . ( 4 ) - معنى عبارت : اين حادثه در 17 ربيع الاول سال 564 روى داده ( رجوع به حواشى آخر كتاب ) . ( 5 ) - مدّت وزارت شيركوه دقيقا دو ماه و پنج روز بود و وفات او در روز شنبه بيست و دوم جمادى الآخر سال پانصد و شصت و چهار بود . ( مص ) ( 6 ) - سال 566 [ صحيح آن 567 ] . ( 7 ) - سهو واضح از مصنّف است . صواب به اجماع مورّخين « المستضىء بامر اللّه » است بهجاى « النّاصر لدين اللّه » . و وانگهى تاريخ جلوس لدين اللّه سال پانصد و هفتاد و پنج است يعنى هشت سال بعد از اين واقعه . مدّت خلافت المستضىء 566 - 575 است . ( مص )