عطا ملك جوينى
718
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي )
فرزند منست ، شيطانى است كه در صورت او ظاهر آمدست . » و نقلى ديگرست كه فرمود بدا للّه فى امر اسماعيل « 1 » . بر پسر ديگر موسى نصّ كرد . قوم مذكور كه از كيسانيان به روافض نقل كرده بودند خود را بر اسماعيل بستند و از روافض جدا شدند و گفتند : « اصل نصّ اوّلست و بدا بر خدا روا نيست و هرك باطن شريعت بدانست اگر به ظاهر تغافلى كند بدان معاقب نباشد و امام خود آنچ فرمايد و كند حق باشد ؛ اسماعيل را از آن شراب خوردن خللى و نقصانى نيست . » 20 - ايشان را اسماعيلى نام نهادند و از باقى شيعه بدان اسم مقرّر و متظاهر گشتند . و اسماعيل پيش از جعفر صادق - رضى اللّه عنه - در سنهء خمس و اربعين و مائة « 2 » وفات كرد . جعفر صادق - رضى اللّه عنه - والى مدينه را كه از قبل خلفاى عبّاسى - رضوان اللّه عليهم - حاكم آنجا بود با جمعى انبوه از معارف و مشايخ مدينه حاضر كرد و اسماعيل را بعد از آنك از ديه عريض كه بر چهار فرسنگى شهرست و آنجا وفات كرده بود بر دوشهاى مردمان به شهر آورده بودند با ايشان نمود و محضرى « 3 » بست بر وفات او موشّح به خطوط آن جماعت و او را به بقيع دفن كرد . كسانى كه با اسماعيل انتساب مىكردند گفتند : « اسماعيل نه مرده بود و اظهار مرگ او مىكردند ؛ از جهت تعميهء « 4 » مردم بود تا قصد اسماعيل و قوم او نكنند . » و بقيّهء شيعه گفتند : « غرض جعفر صادق اظهار بطلان مقالت آن جماعت بود كه با او انتساب مىكردند . » و ظاهر حال آن بود كه اين هر دو سخن باطل بود ؛ چه هر دو جماعت حمل اين فعل بر غرض خود كرده بودند و مقصود جعفر برائت ساحت خود بود از حوالت دعوى امامت كه به دو مىكردند بر آنك او بر فرزندان خود نصّ مىكند و بدين سبب خلفا را با او و مردم او انكارى بود . القصّه چون جعفر - رضى اللّه عنه - وفات كرد جمهور شيعه متابعت موسى كردند . و عددى اندك به امامت محمّد ديباج « 5 » بگفتند كه ايشان را . . . « 6 » خوانند . و هم فرقهاى ضعيف به امامت عبد اللّه افطح بگفتند كه ايشان را فطحىّ 21 - « 7 » خوانند . خلفا بعد از مدّتى به مدينه فرستادند و موسى را بر سبيل اشخاص « 8 » به بغداد آوردند و آنجا محبوس كردند و
--> ( 1 ) - بدا . . . براى خدا در كار اسماعيل « بدا » حاصل شد . ( بداء ، اصطلاحى كلامى است و آن ، ظهور امرى يا رأيى است پس از خفاء آن . نگا : فرهنگ علم كلام ص 75 ) . ( 2 ) - سال 145 . ( 3 ) - محضر : اصطلاحا يعنى استشهادنامه . ( 4 ) - تعميه : كور گردانيدن . ( 5 ) - محمّد ديباج : رجوع به حواشى آخر كتاب . ( 6 ) - تصحيح اين كلمه براى مرحوم قزوينى ممكن نشده است . ( 7 ) - فطحىّ : رجوع به حواشى آخر كتاب . ( 8 ) - اشخاص : آشكارا .