عطا ملك جوينى
716
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي )
بىكيا « 1 » و حرمت شدند . ازيشان هركس كه مهين بود چون سگ مهين « 2 » شد و هر دزدار « 3 » ازدر « 4 » دار و هر كوتوال « 5 » بىسر و كوپال گشت . در ميان خلايق چون جهودان خوار شدند و مانند شوارع خاكسار گشتند ، قال اللّه تعالى وَ ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ وَ الْمَسْكَنَةُ أُولئِكَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ « 6 » . شاهان روم و فرنگ كه از خوف آن ملاعين زرد رنگ بودند و جزيه مىدادند و از آن خزيه « 7 » ننگ نمىداشتند خوش غنودند ، و تمامت عالميان و به تخصيص اهل ايمان از شرّ مكيدت و خبث عقيدت ايشان آسودند ، بل كافّهء انام « 8 » از خاصّ و عامّ ، كرام و لئام درين شادى همداستان شده ، و به نسبت اين حكايات حكايت رستم دستان افسانهء باستان گشته . بينائى بصائر بدين فتح مبين است و نور روز عالم افروز ازين كار با زيب و تزيين ، فَقُطِعَ دابِرُ الْقَوْمِ الَّذِينَ ظَلَمُوا وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ « 9 » . ذكر تقرير مذاهب باطنيان و اسماعيليان و احوال جماعت مذكور در ابتداى ملّت « 10 » اسلام بعد از ايّام خلفاى راشدين - صلوات اللّه عليهم اجمعين - در ميان اسلام جماعتى پيدا شدند كه ضماير ايشان را با دين اسلام الفتى نبود و عصبيّت مجوس در دلهاى اين طايفه رسوخى داشت . از جهت تشكيك و تضليل در ميان خلايق سخنى انداختند كه ظاهر شريعت را باطنى هست كه بر اكثر مردم پوشيده است و كلماتى كه از فلاسفهء يونانيان بديشان رسيده بود در تصرف آن اباطيل ايراد مىكردند و از مذاهب مجوس نيز نكتهاى چند درج ، تا اهل اسلام را بريشان مجال تشنيع نرسد بلك تشييع ايشان كنند . بر طوايف فرق مؤمنان انكار مىنمودند كه ايشان آل بيت رسول را -
--> ( 1 ) - كيا : ظاهرا با توجه به سياق عبارت به معنى حرمت و عزّت و آبرو و نحو ذلك است و به اين معنى از فرهنگها فوت شده است . ( مص ) ( 2 ) - مهين : زبون و خوار . ( 3 ) - دزدار : صاحب قلعه . ( 4 ) - از در : در خور ، سزاوار . ( 5 ) - كوتوال : رئيس قلعه . ( 6 ) - ضربت . . . زده شده برايشان خوارى و بينوايى ( سورهء بقره 2 / 61 ) اولئك . . . آنهايند كه لعنت خدا بر آنهاست . ( سورهء رعد 13 / 25 ) ( 7 ) - خزيه : رسوايى . ( 8 ) - انام : مخلوقات . ( 9 ) - فقطع . . . پس سپاس پروردگار جهانيان را كه ريشه ستمكاران كنده شد ( سوره انعام 6 / 45 ) . ( 10 ) - ملّت : دين .