غلامحسين محرمى

95

تاريخ تشيع از آغاز تا پايان عصر غيبت صغرى ( فارسي )

« مردم كوفه ! ساليان درازى است كه با آشوب و فتنه خوگرفته و نافرمانى را شعار خود ساخته‌ايد ؛ من سرهايى را مىبينم كه چون ميوه رسيده ، بايد آنها را از تن جدا كرد . من چندان بر سرتان مىزنم كه راه فرمانبردارى را بيابيد » . « 1 » حجاج حكومت وحشت را در سراسر عراق و ناحيه‌هاى شرقى به راه انداخت و بسيارى از بزرگان كوفه و مردم پارسا را بىگناه كشت . مسعودى درباره جنايت‌هاى حجاج مىنويسد : « حجاج بيست سال فرمانروايى كرد و تعداد كسانىكه در اين مدت با شمشير دژخيمان وى يا زير شكنجه جان سپردند ، صد و بيست هزار نفر بودند و تازه اين عده غير از كسانى بودند كه ضمن جنگ با حجاج به دست نيروهاى او كشته شدند » . هنگام مرگ حجاج ، در زندان مشهور وى ، پنجاه هزار مرد و سى هزار زن زندانى بودند كه شانزده هزار نفر آنها عريان و بىلباس بودند . حجاج زنان و مردان را يك جا زندانى مىكرد . زندان‌هاى وى بدون سقف بود . ازاين‌رو زندانيان از گرماى تابستان و سرما و باران زمستان در امان نبودند . « 2 » معمولا شيعيان قربانى زندان ، شكنجه و آزار و كشتار حجاج بودند . بهترين مدركى كه وضع اسف‌بار شيعيان در دوران اموى و شدت اختناق امويان را منعكس مىكند ، شكايتى است كه شيعيان نزد امام سجاد عليه السّلام از ظلم و ستم روا شده بر خود مىكنند . مرحوم مجلسى نقل كرده است كه « شيعيان نزد امام زين العابدين آمدند و از فشار و خفقان ناليدند و گفتند : يابن رسول الله ! ما را از شهرهايمان پراكندند و با كشتار فجيع ما را فانى كردند ؛ امير المؤمنين را در شهرها و در مسجد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و بالاى منبرش لعن كردند ، كسى جلوگيرى نكرد و اگر يكى از ما اعتراض مىكرد ، مىگفتند : اين ترابى است ، اين سخن به گوش حاكم مىرسيد و به او مىنوشتند كه اين شخص در مورد ابو تراب سخن نيك گفته است ، دستور مىداد او را مىزدند و حبس مىكردند و مىكشتند » . « 3 »

--> ( 1 ) . زبير بن به كار . اخبار الموفقيات ، منشورات الرضى ، قم ، 1416 ه ، ص 99 - دكتر شهيدى ، جعفر . تاريخ تحليلى اسلام تا پايان اموى ، مركز نشر دانشگاهى ، تهران 1363 ه . ش . ص 184 - پيشوايى ؛ مهدى . سيره پيشوايان ، موسسه امام صادق عليه السّلام ، قم ، ط هشتم ، 1378 ه . ش . ص 246 . ( 2 ) . مروج الذهب ، منشورات موسسه الاعلمى للمطبوعات ، بيروت ، 1411 ه ، ج 3 ، ص 187 . ( 3 ) . علامه مجلسى ، محمد باقر ، بحار الانوار ، ج 46 ، ص 275 .