غلامحسين محرمى

75

تاريخ تشيع از آغاز تا پايان عصر غيبت صغرى ( فارسي )

1 - تفرقه ميان مسلمانان امير المؤمنان مىفرمايد : « هنگامى كه خداوند ، پيامبر خود را قبض روح كرد ، قريش با خودگامكى ، خود را بر ما مقدم شمردند و ما را - كه به رهبرى امت از همه شايسته‌تر بوديم - از حق خود بازداشتند . ولى من ديدم كه صبر و بردبارى بر اين كار ، بهتر از تفرقه ميان مسلمانان و ريخته شدن خون آنان است . زيرا مردم به تازگى اسلام را پذيرفته بودند و دين مانند مشكى مملو از شير بود كه كف كرده است و كوچك‌ترين سستى و غفلت آن را فاسد مىسازد و كوچك‌ترين اختلاف ، آن را وارونه مىكند » . « 1 » 2 - خطر مرتدان بعد از درگذشت پيامبر ، تعداد زيادى از قبايل عرب كه در سالهاى آخر زندگانى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله اسلام را پذيرفته بودند ، از دين برگشتند و مرتد شدند و خطر اينها به شدت مدينه را تهديد مىكرد . ازاين‌رو على عليه السّلام براى اين‌كه حكومت مدينه در مقابل آنها تضعيف نشود ، به سكوت مجبور شد . على عليه السّلام مىفرمايد : « به خدا سوگند هرگز فكر نمىكردم و به خاطرم خطور نمىكرد كه عرب بعد از پيامبر امر امامت و رهبرى را از اهل بيت عليهم السّلام او بگردانند و خلافت را از من دور سازند ، تنها چيزىكه مرا ناراحت كرد ، اجتماع مردم در اطراف فلانى ( ابو بكر ) بود كه با او بيعت كنند . دست نگه داشتم تا اين‌كه با چشم خود ديدم ، گروهى از اسلام بازگشته‌اند و مىخواهند دين محمد صلّى اللّه عليه و آله را نابود سازند . ترسيدم كه اگر اسلام و اهلش را يارى نكنم ، شاهد نابودى و شكاف در اسلام باشم كه مصيبت آن براى من از محروم شدن از خلافت و حكومت بر شما بزرگ‌تر بود . چرا كه اين بهره دوران چند روزه دنياست كه

--> ( 1 ) . انّ الله لمّا قبض نبيّه استاثرت علينا قريش بالامر و دفعتنا عن حقّ نحن احّق به من النّاس كافّة فرأيت انّ الصّبر على ذلك افضل من تفريق كلمة المسلمين و سفك دمائهم و النّاس حديثو عهد بالاسلام و الدّين يمخص مخص الوطب ، يفسده ادنى وهن و يعكسه اقلّ خلف . ابن ابى الحديد . شرح نهج البلاغه ، دار الجيل ، بيروت ، ط اول ، 1457 ه ، ج 1 ، ص 308 ) .