غلامحسين محرمى
62
تاريخ تشيع از آغاز تا پايان عصر غيبت صغرى ( فارسي )
آرى عموم مسلمانان ، گمان نمىكردند كه بعد از درگذشت پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله ، كسى با على عليه السّلام بر سر خلافت و جانشينى پيامبر منازعه كند . چنانكه معاويه در جواب نامه محمد بن ابى بكر نوشته است : « ما و پدرت در عصر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله اطاعت پسر ابى طالب را بر خود لازم مىديديم و فضلش را بر خودمان آشكار . بعد از رحلت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله پدرت و عمر نخستين كسانى بودند كه منزلت او را پايين آوردند و مردم را به بيعت خودشان فرا خواندند . . . » « 1 » . بديندليل آنانكه در ماههاى پايانى حيات پيامبر در مدينه نبودند و از برخى توطئهها خبر نداشتند - مثل خالد بن سعيد و ابو سفيان - بعد از درگذشت پيامبر كه به مدينه برگشتند و ديدند كه ابو بكر به جاى پيامبر نشسته و خود را خليفه پيامبر معرفى مىكند ، سخت برآشفتند . « 2 » حتى ابو سفيان ، وقتىكه از سفر برگشت و وضع را چنين ديد ، نزد عباس بن عبد المطلب و على عليه السّلام رفت و از آنان خواست كه براى استيفاى حق خود قيام كنند ، ولى آنان نپذيرفتند « 3 » . البته ابو سفيان در اين اقدام حسن نيت نداشت . سرانجام اگرچه بيشتر صحابهء پيامبر خلافت ابو بكر را به رسميت شناختند ، ولى افضل بودن على عليه السّلام را از ياد نبردند . وقتى آن جناب در مسجد بود ، كسى جز ايشان در مسائل شرعى فتوا نمىداد ؛ زيرا او را به تصريح رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله « اقضى الامة » مىدانستند . « 4 » عمر مىگفت : « خدا نكند مشكلى پيش آيد كه ابو الحسن نباشد » « 5 » . و به اصحاب پيامبر مىگفت : « آنگاه كه على در مسجد است ، جز او كسى حق فتوا دادن ندارد » « 6 » . اگرچه على عليه السّلام پس از درگذشت پيامبر ، قدرت سياسى را به دست نگرفت ، فضايل و مناقب ايشان را همين صحابه پيامبر نقل كردند ؛ ابن حجر هيثمى - كه از عالمان متعصب اهل
--> ( 1 ) . بلاذرى ، احمد بن يحيى بن جابر . انساب الاشراف ، منشورات مؤسسة الاعلمى للمطبوعات ، بيروت ، 1394 ه ، ج 2 ، ص 396 . ( 2 ) . ابن واضح . تاريخ يعقوبى ، منشورات الشريف الرضى ، قم ، ط اول ، 1414 ، ج 2 ، ص 126 . ( 3 ) . ابن الاثير ، عزّ الدين ابى الحسن على بن ابى الكرم . اسد الغابه فى معرفة الصحابة ، دار احياء التراث العربى بيروت ، ( بىتا ) ج 3 ، ص 12 و ابن واضح . تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 126 . ( 4 ) . بلاذرى . انساب الاشراف ، ص 97 . ( 5 ) . ابن ابى الحديد . شرح نهج البلاغه ، دار احياء التراث العربى ، بيروت ، ج 1 ، ص 18 . ( 6 ) . همان .