غلامحسين محرمى

59

تاريخ تشيع از آغاز تا پايان عصر غيبت صغرى ( فارسي )

مبين اين مطلب مىباشد كه كمتر تحريف به شعر راه يافته است . عتبة بن ابى لهب بعد از جريان سقيفه و نصب ابو بكر اين اشعار را سرود : ما كنت احسب ان الامر منصرف * عن هاشم ثم منها عن ابى حسن « 1 » اليس اول من صلّى لقبلتكم * و اعلم الناس بالقرآن و السنن « 2 » و اقرب الناس عهدا بالنبى و من * جبرئيل عون له فى الغسل و الكفن « 3 » ما فيه ما فيهم لا يمترون به * و ليس فى القوم ما فيه من الحسن « 4 » ماذا الذى ردهم عنه فتعلمه * ها ان ذاغبننا من اعظم الغبن « 5 » بعد از گفتن اين اشعار ، على عليه السّلام به او سفارش كرد كه ديگر اين كار را نكند و فرمود كه سلامت دين براى ما ، مهم‌تر از هرچيزى است « 6 » . ابن ابى عبرة قرشى نيز گفته است : شكرا لمن هو بالثناء حقيق * ذهب الّجاج و بويع الصديق « 7 » كنّا نقول لها على و الرضا * عمر و اولاهم بذاك عتيق « 8 » « 9 » در جريان اختلافى كه ميان انصار و قريش ، در قضيه سقيفه پديد آمده بود و عمرو عاص ضد انصار سخن گفته بود ، نعمان بن عجلان ، يكى از شعراى انصار ، در جواب عمرو عاص ، اشعارى را گفته است كه در آن به حق على عليه السّلام تصريح شده است . فقل لقريش نحن اصحاب مكة * و يوم حنين و الفوارس فى بدر « 10 »

--> ( 1 ) . گمان نمىكردم امر خلافت را از بنى هاشم و از ميان آنها از ابو الحسن ( على ) برگردانند . ( 2 ) . آيا او نخستين كسىكه به قبلهء شما نماز خواند و داناترين مردم به قرآن و سنت نيست ؟ ( 3 ) . او آخرين كسى است كه چهره پيامبر را نگاه كرد ؛ جبرئيل در غسل و كفن آن حضرت ياور او بود . ( 4 ) . آنچه او دارد و آنها دارند نمىانديشند ؛ در حالىكه در ميان قوم كسى نيست كه نيكىهاى او را داشته باشد . ( 5 ) . چه چيزى است كه آنها را از او برگردانده ، بگوييد كه اين ضرر ما ، از بزرگ‌ترين ضررهاست . ( 6 ) . زبير بن به كار . الأخبار الموفقيات ، منشورات الشريف الرضى ، قم ، 1416 ه ، ص 581 . ( 7 ) . شكر كسى را كه سزاوار ثناست ؛ جدال از ميان رفت و با صديق بيعت شد . ( 8 ) . ما مىگفتيم : على صاحب خلافت است ؛ به عمر هم راضى بوديم ؛ ولى بهترين‌شان در اين مورد عتيق ( ابو بكر ) است . ( 9 ) . زبير بن به كار . همان ، ص 580 . ( 10 ) . به قريش بگو : ما لشكر فتح مكه و جنگ حنين و سواران بدر هستيم .