غلامحسين محرمى
51
تاريخ تشيع از آغاز تا پايان عصر غيبت صغرى ( فارسي )
ابن ابى الحديد بعد از نقل اين حديث مىگويد : « اگر بگويند : اين صريح در امامت است ، پس معتزله چگونه اين اشكال را حل خواهند كرد ؟ ، در جواب مىگويم : ممكن است منظور پيامبر ، اين باشد كه على امام آنهاست در فتاوا و احكام شرعى ، نه در خلافت . همچنين آنچه را در شرح قول شيوخ و بزرگان معتزله بغداد آورديم ، مىتواند جواب باشد كه خلاصه آن اين است : امامت و خلافت از آن على عليه السّلام بود ، با اين شرط كه به آن رغبت نشان مىداد و بر سر آن با ديگران به نزاع برمىخاست و چون آن را به ديگرى واگذاشت و سكوت كرد ، ما ولايت اين شخص را مىپذيريم و قائل به صحت خلافت او مىشويم ، چنانكه امير المؤمنين عليه السّلام با خلفاى سهگانه مخالفت نكرد و شمشير نكشيد و مردم را بر ضد آنها نشورانيد ، پس اين دلالت مىكند كه خلافت آنان را امضا كرده است ، بدين لحاظ ما آنها را قبول داريم و به پاكى ، خير و صلاح آنها قائل هستيم و اگر آن حضرت با آنان مىجنگيد و به روى آنان شمشير مىكشيد و مردم را به جنگ آنان فرا مىخواند ، ما نيز به فسق ، ضلالت و گمراهى آنان قائل مىشديم » « 1 » .
--> ( 1 ) . ابن ابى الحديد . شرح نهج البلاغه ، دار احياء الكتب العربية ، مصر ، ط اول 1378 ه - ق ج 3 ، ص 98 .