غلامحسين محرمى
266
تاريخ تشيع از آغاز تا پايان عصر غيبت صغرى ( فارسي )
ابو الفرج اصفهانى مىگويد : « از فرزندان ابى طالب كه در عصر عباسيان كشته شدهاند ، كسى را نيافتم كه به اندازه يحيى بن عمر طالبى درباره او شعر و مرثيه گفته شده باشد » . « 1 » 4 - فضايل و مناقب خاندان پيامبر از قرن دوم بهبعد ، شاعران شيعى بيشتر در فضايل و مناقب امير المؤمنين شعر مىسرودند و از اينراه به آگاهى و گسترش مذهب تشيّع كه پايهء اساسى آن جانشينى و امامت على عليه السّلام است ، مىپرداختند ؛ شاعران بزرگى چون فرزدق ، كميت اسدى ، حميرى ، سفيان بن مصعب عبدى و دعبل خزاعى در اين امر پيشتاز بودند . سيد حميرى عمر خود را وقف بيان مناقب امير المومنين كرده بود و در دورهء خويش از بزرگترين مبلغان مكتب اهلبيت بود ؛ از اينرو در زمان خودش احترام فوق العادهاى نزد شيعيان داشت . به نقل ابو الفرج اصفهانى 2300 قصيده در ستايش بنى هاشم گفته و هيچكدام از اشعارش خالى از ستايش بنى هاشم و سرزنش دشمنان آنان نبوده است . همچنين ابو الفرج اصفهانى گفته است كه سيد در كوفه به خانه سليمان بن مهران معروف به اعمش مىرفت و فضايل امير مومنان على عليه السّلام را از او مىشنيد و مىنوشت و آنگاه آنها را به شعر درمىآورد . ابن معتز مىگويد : « سيد حميرى تمام فضايل على بن ابى طالب عليه السّلام را به شعر تبديل كرده است و از نشستن در مجلسى كه آل محمد صلّى اللّه عليه و إله در آن به نيكى ذكر نمىشد ، زود خسته مىشد ؛ چنانكه شخصى نقل كرده : نزد عمرو بن علاء نشسته بوديم كه سيد حميرى آمد و سرگرم گفتگو در امور عادى مثل زراعت و نخل بوديم كه سيد برخاست كه برود ، وقتى سبب را پرسيديم ، اينچنين به ما پاسخ داد : انى لاكره ان اطيل بمجلس * لا ذكر فيه لفضل آل محمد « 2 » لا ذكر فيه لا حمد و وصيه * و بنيه ذلك مجلس نطف ردى « 3 »
--> ( 1 ) . ابو الفرج اصفهانى . همان ، ص 511 . ( 2 ) . من كراهت دارم در مجلسى بنشينم كه فضيلتى از آل محمد در آن ذكر نشود . ( 3 ) . مجلسى كه در آن ذكر احمد ، جانشين او و فرزندانش نباشد ، مجلسى بىارزش است .