غلامحسين محرمى

147

تاريخ تشيع از آغاز تا پايان عصر غيبت صغرى ( فارسي )

فردى بزرگوار و مورد ستايش بود و مدركى قابل‌قبول دال بر انحراف او در دست نيست . شيخ مفيد دربارهء او مىگويد : « عده زيادى از شيعه مذهبان او را امام مىدانند و علتش اين است كه زيد خروج كرد و مردم را به رضاى آل محمد خواند . مردم خيال كردند منظورش خودش مىباشد ، در حالىكه منظورش اين نبود ؛ زيرا مىدانست كه برادرش امام باقر عليه السّلام ، امام بر حق است و او نيز به امامت فرزندش امام صادق عليه السّلام سفارش كرده است » . « 1 » علامه مجلسى نيز پس از نقل روايت‌ها مربوط به زيد مىنويسد : « بدان‌كه اخبار در حالات زيد گوناگون و متعارض است ، لكن اخبار حاكى از جلالت قدر و مدح وى و اين‌كه او ادعاى نادرستى نداشت ، بيشتر است و بيشتر علماى شيعه به علوشان زيد نظر داده‌اند ؛ بنابراين مناسب است كه نسبت به او حسن‌ظن داشت و از نكوهش او خوددارى كرد » . « 2 » آية الله خويى ( ره ) در مورد زيد مىگويد : « روايات در مدح زيد و جلالت قدر او و اين‌كه وى براى امر به معروف و نهى از منكر قيام كرده است ، مستفيض‌اند و روايت‌هاى قدح او تماما ضعيف مىباشند . » « 3 » ادلّه و شواهد فراوانى گواهى مىدهند كه قيام زيد با اجازه و موافقت ضمنى و پنهانى امام صادق عليه السّلام بوده است . از جمله اين شواهد گفتار امام رضا عليه السّلام در پاسخ مامون است كه امام فرمود : « پدرم موسى بن جعفر نقل كرد كه از پدرش جعفر بن محمد شنيده بود كه مىگفت : . . . زيد براى قيامش با من مشورت كرد ، من به او گفتم : عمو جان اگر دوست دارى كه همان شخص به دار آويخته در كناسه « 4 » باشى ، راه تو همين است . موقعى كه زيد از

--> ( 1 ) . شيخ مفيد ، محمد بن محمد بن نعمان . الارشاد ، ترجمه ، محمد باقر مساعدى خراسانى ، كتابفروشى اسلاميه ، ص 520 . ( 2 ) . علّامه مجلسى ، محمد باقر ، بحار الانوار ، ج 46 ، ص 205 . ( 3 ) . خوئى ، سيد ابو القاسم ، معجم رجال الحديث ، چاپ بيروت ، ج 18 ، ص 102 ، 103 . ( 4 ) . كناسه يكى از محله‌هاى كوفه بوده ( حموى ، ياقوت بن عبد الله . معجم البلدان ، دار احياء التراث العربى ، بيروت ، ط اول ، 1417 ه ، ج 4 ، ص 153 .