غلامحسين محرمى
129
تاريخ تشيع از آغاز تا پايان عصر غيبت صغرى ( فارسي )
مىكوشيدند رهبران شيعه را كه رقيب آنها بودند ، از سر راهشان بردارند . حتى منصور ، شخصى به نام ابن مهاجر را با پولى به مدينه فرستاد كه نزد عبد الله ابن حسن و امام صادق عليه السّلام و تعداد ديگرى از علويان برود و بگويد كه از سوى شيعيان خراسانى آنان آمده و پول را تحويل دهد و دستخط بگيرد . امام صادق عليه السّلام به او متذكر شد كه مىداند او را منصور فرستاده و سفارش كرد كه به منصور بگويد : « علويان تازه از دولت مروانيان راحت شده و محتاج هستند . با آنها حيله و نيرنگ نكن » . « 1 » اسد حيدر مىگويد : « منصور براى اينكه بهانهاى براى از بين بردن امام صادق عليه السّلام داشته باشد ، به انواع وسايل تمسك جست ، از زبان شيعيانش به او نامهها نوشت و از سوى آنها اموالى برايش فرستاد ، ولى در هيچكدام از اينها موفق نشد » . « 2 » وقتى خبر شهادت امام صادق عليه السّلام به منصور رسيد به حاكم مدينه ، محمد بن سليمان ، نوشت : « اگر جعفر بن محمد شخص معينى را وصى خود قرار داده ، او را بگير و گردنش
--> - منصور سرش را پايين انداخت ، بار ديگرى سر خود را بلند كرده گفت : شما از جمله اقوام نزديك ما و خويشاوندان متصل ما هستى ؛ سپس با آن حضرت معانقه نموده و حضرت را در كنار خود نشانيد و با ايشان مشغول صحبت شد و پس از آن گفت : هرچه زودتر جايزه و لباس جعفر بن محمد را آورده و او را مرخص كنيد . هنگامىكه حضرت خارج شد ، ربيع دنبال حضرت آمد و عرضه داشت : سه روز است كه من از شما دفاع نموده و درباره شما مدارا مىكنم موقعى كه وارد بر او مىشدى ، ديدم كه لبهاى شما به هم مىخورد و منصور نتوانست عليه شما كارى انجام دهد ، چون من كارگزار سلطانم ، محتاج اين دعا هستم ، دوست مىدارم كه به من ياد دهيد . حضرت فرمود : بگو : اللهم احرسنى بعينك الّتى لا تنام و اكنفنى بكنفك الّذى لا يرام او يضام و اغفر لي بقدرتك علىّ و لا اهلك و انت رجائى اللهم انّك اكبر و اجلّ ممّن أخاف و احذر اللهم بك ادفع فى نحره و استعيذ بك من شره . بار خدايا ! با چشم خود كه خواب ندارد ، مرا حفظ كن و با آن قدرتى كه هدف بلا قرار نمىگيرد ، مرا حفظ فرما كه من هلاك نشوم ؛ زيرا تو مايه اميد من هستى ؛ بار خدايا نعمتهاى فراوانى به من دادهاى كه نتوانستهام شكرش را به جاى آورم و از آن نعمتها مرا محروم نكردى و چه بسا بلاهايى كه مرا مبتلا كردهاى و كمصبرى نمودهام ؛ مرا رها كن ؛ بارخدايا به پشتيبانى و قدرت دفاع تو از شر او محفوظ مىمانم و از شر او به تو پناه مىآورم . ( تذكرة الخواص ، منشورات المطبعه الحيدرية و مكتبتها ، النّجف الاشرف ، 1383 ه ، ص 344 . ) ( 1 ) . ابن شهر آشوب . مناقب آل ابى طالب ، موسسه انتشارات علامه ، قم ، ( بىتا ) ، ج 4 ، ص 220 . ( 2 ) . الامام الصادق و المذاهب الاربعة ، دار الكتاب العربى ، بيروت ، ط سوم ، 1403 ، ج 1 ، ص 46 .