غلامحسين محرمى
120
تاريخ تشيع از آغاز تا پايان عصر غيبت صغرى ( فارسي )
در مجالس درس او ، فقط كسانىكه بعدها مذاهب فقهى را بنيانگذارى كردند ، شركت نمىكردند ، بلكه فلاسفه و طلاب فلسفه مناطق دوردست نيز در آن حاضر مىشدند . اينان بعد از فراگيرى علوم نزد امام خويش ، به اوطان خود برمىگشتند و براى خود مجلس درس تشكيل مىدادند . مسلمانان دور آنان جمع مىشدند . آنان معارف اهل بيت عليهم السّلام را به گوش ايشان مىرساندند و به گسترش تشيّع مىپرداختند . هنگامىكه ابان بن تغلب به مسجد النبى مىآمد ستونى را كه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله به آن تكيه مىداد ، براى او خالى مىكردند و او براى مردم حديث مىگفت . امام صادق عليه السّلام به او مىفرمود : « در مسجد مدينه بنشين و براى مردم فتوا بده كه من دوست مىدارم ميان شيعيانم ، اشخاصى مثل تو ديده شوند » . ابان نخستين كسى است كه در علوم قرآن تاليف دارد و در حديث هم به حدى وارد بود كه در مسجد النبى مىنشست و مردم مىآمدند و از او سوال مىكردند و او با گوناگونى سخنان وارده به آنان پاسخ مىداد و احاديث اهلبيت عليهم السّلام را هم در ميانشان مىگنجاند . « 1 » در مورد او ذهبى در ميزان الاعتدال مىگويد : « افرادى مثل ابان كه متهم به تشيّع هستند ، اگر حديث شان رد شود ، بخش بزرگ آثار نبوى از بين مىرود » « 2 » ابو خالد كابلى مىگويد : « ابو جعفر مومن طاق را ديدم كه در مسجد النبى نشسته بود و مردم مدينه اطرافش ازدحام كرده بودند و مسائلشان را مىپرسيدند و او جواب مىداد » . « 3 » تشيّع در اين دوره به اندازهاى گسترش داشت ، كه عدهاى براى دستيابى به جايگاه اجتماعى ميان مردم و جذب آنان به سوى خود ، دست به جعل و تأويل احاديث ائمه عليه السّلام زدند و به سود خود روايات ائمه عليهم السّلام را تفسير كردند ؛ چنانكه امام صادق عليه السّلام - در جواب يكى از اصحابش به نام فيض ابن مختار كه از سبب اختلاف احاديث مىپرسيد ، مىفرمايد : « آنان با حديث و اظهار محبت به ما ، رضاى خدا را طلب نمىكنند ، بلكه طالب دنيا هستند و هريك دنبال رياست خويشاند » . « 4 »
--> ( 1 ) . همان كتاب ، ج 1 ، ص 55 . ( 2 ) . ذهبى ، شمس الدين محمد بن احمد . ميزان الاعتدال ، دار المعرفه ، ، بيروت ، ج 1 ، ص 4 . ( 3 ) . شيخ طوسى . اختيار معرفة الرجال ، موسسه آل البيت لا حياء التراث ، ج 2 ، ص 581 . ( 4 ) . همان منبع ، ج 1 ، ص 347 .