غلامحسين محرمى
114
تاريخ تشيع از آغاز تا پايان عصر غيبت صغرى ( فارسي )
در نتيجه در اين زمان تشيّع گسترش چشمگيرى يافت ، حتى احاديث مربوط به حضرت مهدى عليه السّلام با سرعت ميان مردم مناطق گوناگون پخش شد . بيشترين حوزه فعاليت داعيان عباسى ، خراسان بود . بدينسبب تعداد شيعيان در آنجا به سرعت افزايش يافت ، تا حدى كه يعقوبى نقل مىكند : « بعد از شهادت زيد در سال 121 ه . شيعه در خراسان به جنبوجوش و حركت درآمد . شيعيان مذهب خويش را آشكار كردند ، بسيارى از مبلغان بنى هاشم ، نزد آنان مىرفتند و جنايتهاى بنى اميه را دربارهء خاندان پيامبر مىگفتند . شهرى در خراسان نماند مگر اينكه اين مطالب و اخبار به گوش مردم آن رسيد و مبلغان و داعيان به آن شهر رفتند و خوابها و رؤياهايى در اينباره ديده شد و كتابهاى ملاحم تدريس شد » « 1 » مسعودى نيز مطلبى را نقل مىكند كه حاكى از شيوع و گسترش تشيّع در خراسان است . وى مىنويسد : « در سال 125 ه . كه يحيى بن زيد در جوزجان كشته شد ، مردم نام تمام اطفال ذكورى را كه در اين سال به دنيا آمدند ، يحيى گذاشتند . « 2 » » اگرچه نفوذ عباسيان در خراسان بيشتر بود ، چنانكه ابو الفرج در شرححال عبد الله بن محمد بن على بن ابى طالب عليه السّلام مىگويد : « شيعيان خراسانى گمان كردند ، عبد الله وارث پدرش محمد حنفيه است و او امام بود و محمد بن على بن عبد الله بن عباس را جانشين خود قرار داد و جانشين محمد ، ابراهيم امام بود كه از ناحيه وراثت ، امامت به عباسيان مىرسد » . « 3 » از اينرو بيشترين سربازان عباسى را خراسانيان تشكيل مىدادند . مقدسى در اينباره مىگويد : « پس چون خداوند ستم و بيداد بنى اميه را بر خاندان پيامبر بديد ، لشكرى را كه از بخشهاى گوناگون همين خراسان گرد آمده بود ، به سياهى شب تاريك بر سر ايشان فرستاد . به هنگام خروج مهدى نيز از مردم خراسان همين توقع بيشتر هست » . « 4 » با اين حال اهل بيت عليهم السّلام پيامبر جايگاهى در ميان مردم يافته بودند ؛ چنانكه پس از
--> ( 1 ) . ابن واضح ، احمد بن ابى يعقوب ، تاريخ يعقوبى ، منشورات الشريف الرضى ، قم ، 1414 ه . ق ، ج 2 ، ص 326 . ( 2 ) . مسعودى . مروج الذهب ، منشورات موسسه الاعلمى للمطبوعات ، بيروت ، 1417 ه ق ، ج 3 ، ص 236 . ( 3 ) . ابو الفرج اصفهانى . مقاتل الطالبيين ، منشورات الشريف الرضى ، قم ، 1416 ه ، ص 133 . ( 4 ) . مقدسى . احسن التقاسيم فى معرفة الاقاليم ، ترجمه دكتر على نقى منزوى ، شركت مولفان و مترجمان ايران ، ج 2 ، ص 426 و 427 .