غلامحسين محرمى

102

تاريخ تشيع از آغاز تا پايان عصر غيبت صغرى ( فارسي )

از شدت بىصبرى و اوج انتظار گشايش ، گاهى نام مهدى را با نام رهبران نهضت‌ها و قيام‌ها تطبيق مىدادند . « 1 » از سوى ديگر ائمهء اطهار عليهم السّلام و خاندان پيامبر ، ياد و خاطره شهيدان كربلا را زنده نگه مىداشتند . امام سجاد عليه السّلام هروقت ، مىخواست آب بياشامد ، تا چشمش به آب مىافتاد ، اشك از چشمانش سرازير مىشد . وقتى علتش را مىپرسيدند مىفرمود : « چگونه گريه نكنم در حالى كه آب را براى وحوش و درندگان بيابان آزاد گذاشتند ، ولى به روى پدرم بستند ؟ » روزى خدمتگزار امام عرض كرد : « آيا غم شما تمامى ندارد ! » حضرت فرمود : « واى بر تو ، يعقوب كه تنها يكى از دوازده پسرش ناپديد شده بود ، در فراق او آن‌قدر گريست كه چشمانش نابينا شد و از شدت اندوه كمرش خم گشت ، در حالى كه پسرش زنده بود . ولى من ناظر كشته شدن پدرم ، برادرم ، عموهايم و هفده نفر از بستگانم بودم كه پيكرهايشان در اطرافم نقش زمين شده بود . پس چگونه ممكن است غم و اندوه من پايان يابد ؟ » « 2 » امام صادق عليه السّلام شاعران را تشويق مىكرد كه در رثاى امام حسين عليه السّلام شعر بسرايند و مىفرمود : « هركس در مورد حسين عليه السّلام شعر بگويد و بگريد و مردم را بگرياند ، بهشت بر او واجب مىشود و گناهانش آمرزيده مىگردد » . « 3 » بدين‌ترتيب امام حسين عليه السّلام نماد تشيّع شد . ازاين‌رو در مقاطعى از تاريخ چون دورهء متوكل ، زيارت قبر آن جناب ممنوع شد . « 4 »

--> - وائله كه مقررى او از سوى حكومت قطع شده بود گفت : به من خبر داده‌اند ، كه تو شمشيرت را صيقل داده‌اى ، نيزه‌ات را تيز كرده‌اى و تير و كمانت را آماده نموده‌اى و منتظر امام قائم هستى ، تا قيام كند ؛ منتظر باش كه هروقت خروج كرد ، مقررى تو را بپردازد ( تاريخ اليعقوبى ، منشورات الشريف الرضى ، قم ، 1414 ه ق ، ج 2 ، ص 307 . ( 1 ) . ابو الفرج اصفهانى . همان ، ص 210 . ( 2 ) . علامه مجلسى . بحار الانوار ، المكتبة الاسلامية ، تهران ط دوم ، 1394 ه . ق ج 46 ، ص 108 . ( 3 ) . شيخ طوسى . همان مأخذ ج 2 ، ص 574 . ( 4 ) . طبرى ، ابى جعفر محمد بن جرير . تاريخ الطبرى ، دار الكتب العلميه ، بيروت ، ط دوم ، 1408 ه ق ، ج 5 ، ص 312 .