محمد بن حسين البيهقي

1154

تاريخ بيهقى ( فارسي )

از خاكستر آتشى فروزان كرد 516 از خداوند جهان حكم وز بنده تسليم 521 از دروغ گفتن دور باشيد كه دروغ‌زن ار چه گواهى راست دهد ، نپذيرند 473 از سايهء خويش مىبترسد 647 از سخن سخن مىشكافد 220 از شب آبستن چه زايد 961 از عدو آنگاه كن حذر كه شود دوست وز مغ ترس آن زمان كه گشت مسلمان 966 از قضاى آمده كه آن را دفع نتوان كرد 659 از گفتار باز توان ايستاد و از نبشتن باز نتوان ايستاد و نبشته باز نتوان گردانيد 1104 از ما بر ماست چون نگاه كنى نيك * در تبر و در درخت و آهن و سوهان 969 از مكر دشمن ايمن نشايد بود 488 اشرب و اطرب ودع الدنيا 922 اعرض عن العواء و لا تسمعها فما كل خطاب محوج الى جواب 1104 اگر امروز اجل رسيده است ، كس باز نتواند داشت 232 الا كل حى هالك و ابن هالك * و ذو نسب فى الهالكين عريق 930 البديع غير مملول 285 الخوخ اسفل 687 الرائد لا يكذب اهله 995 العرق نزاع 422 العفو عند القدرة 53 العلم من اشرف الولايات * يأتيه كل الورى و لا ياتى 1102 الفال حق 516 الكلاب على البقر 900 الكمال للّه عز و جل 209 المقدر كائن و الهم فضل 9 اما هر چه بر كاغذ نبشته آيد بهتر از كاغذ باشد 497 امير ضعيف به كار نيايد 1107 ان الامور اذا الاحداث دبرها * دون الشيوخ ترى فى بعضها خللا 52 ان الرجل اذا ذهب سلاحه فهو كالمرأة اعزل 238 ان العقول لها موازين بها * تلقى الرشاد و هي تجارب 1099 ان امرأ قد سار سبعين حجة * الى منهل من ورد لقريب 489 ان للّه جنودا منها العسل 742 اندر بلاى سخت پديد آيد * فضل و بزرگوارى و سالارى 930 انما الحكم فى امثال هذه الامور على الاغلب الاكثر . . . 1100 اهل الدنيا عبيد الدينار و الدرهم 15 ايزد تعالى بندگان را كه راست باشند و توكل بر وى كنند و دست به صبورى زنند ، ضايع نماند 263 ايزد را ، سبحانه و تعالى ، خواستهاست كه بندگان بسر آن نتوانند شد 745 ايزد عز ذكره را تقديرهاست چون شمشير برنده 961 ايزد ، عز و جل ، علم غيب به‌كس ندهد 758 اين الرجال المهذبون 512 اين جهان گذرنده را خلود نيست و همه بر كاروانگاهيم 502 اين نقش بنشست 500