محمد بن حسين البيهقي

1147

تاريخ بيهقى ( فارسي )

آدينه كه نماز آدينه در آن خوانده شود ( 16 ) - معنى جمله : شگفتيهاى اين حادثه را بايد شنيد ( 17 ) - قلعهء گيرى : قتلگاه سلطان مسعود در دامنهء كوهسار كاغان ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 993 شمارهء ( 19 ) ( 18 ) - امير مودود : شهاب الدولة ابو الفتح مودود بن مسعود ( 432 - 441 ) چهارمين امير غزنوى ( 19 ) - دنپور : اصل كلمه دنپور يا دنبور است كه مراد از جلال‌آباد كنونى باشد . . . درين بيت فردوسى هم از دنبر مراد همين دنپور است كه گفت : ز زابلستان تا به درياى سند * همه كابل و دنبر و ماى هند ( نقل از حاشيهء صفحهء 205 زين الاخبار گرديزى ، تصحيح و تحشيه و تعليق عبد الحى حبيبى چاپ تهران سال 1347 ) ( 20 ) - عم : مراد جلال الدولة ابو احمد محمد بن محمود ( 421 هفت ماه ) دومين امير غزنوى و عموى مودود بن مسعود ؛ در صفحهء 206 زين الاخبار گرديزى تصحيح عبد الحى حبيبى آمده است : چون امير مودود رحمة اللّه چنان ديد بتن خويش حمله برد . . . و امير محمد را دستگير كردند و پسر او احمد را ، و سليمان بن يوسف را و قومى از بزرگ‌زادگان دولت را دستگير كردند پس امير مودود بفرمود تا همه را بكشتند و بعضى را تير باران كردند و بعضى را بر دم اسب معربد بستند ( 21 ) - ببستند : در بند و زنجير كردند و بازداشتند ( 22 ) - بر هواى دولت محمودى : به هواخواهى و جانبدارى سلطنت غزنوى كه محمود مايهء حشمت و اقتدار آن شد ( 23 ) - باغى : ستمگار و نافرمان ، اسم فاعل از بغى ، صفت جانشين موصوف ( دشمن ) يعنى سلجوقيان ( 24 ) - نوادر : بفتح اول و كسر چهارم چيزهاى شگفت و ديرياب جمع نادره ص 1124 ( 1 ) - على حده : به تنهائى ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 79 شمارهء ( 13 ) ( 2 ) - عبرت : پند و شگفتى ( 3 ) - ان شاء . . . : اگر خداى متعال خواهد . پايان