محمد بن حسين البيهقي

1127

تاريخ بيهقى ( فارسي )

توضيحات و حواشى ص 1097 ( 1 ) - تاسع : بكسر سوم نهم ، صفت مجلد ( 2 ) - عزيمت درست كرد : مصمم شد يا تصميم گرفت ( 3 ) - معنى جمله : در ظرف چهار روز قصد داشت كه برود ( 4 ) - عاشر : بكسر چهارم دهم ( 5 ) - از دست ما شدن : از تصرف ما بيرون رفتن ( 6 ) - سياقت : بكسر اول روش و قاعده ( 7 ) - فراغت : بفتح اول در سياق فارسى بمعنى فراغ و پرداختن از چيزى ( 8 ) - نوادر : بفتح اول كارهاى شگفت و چيزهاى ديرياب جمع نادره ( 9 ) - راست نشود : به سامان نرسد و درست نگردد ( 10 ) - جل . . . : بزرگ باد بزرگى او ( 11 ) - معنى جمله : چه چيز از اسباب سلطنت بايسته و لازم بود كه سلطان مسعود نداشت از قبيل چاكران و خادمان . . . و گنج فراوان ( 12 ) - ملك : بضم اول پادشاهى و فرمانروائى ( 13 ) - غبن : بفتح اول و سكون دوم زيان و دريغ و افسوس ( 14 ) - استسلام : به چيزى گردن نهادن يا بتسليم گرائيدن ، مصدر باب استفعال ( 15 ) - زهره دارد : جرأت داشته باشد ( 16 ) - وى : مراد قضا ، مرجع ضمير ( 17 ) - كوشش كند : جنگ كند ، فرخى فرمايد : دليران از نهيبش روز كوشش * همىلرزند چون برگ سپيدار ( 18 ) - مستبد : خودكامه و خود رأى و آنكه بىمشورت با ديگران برأى خود كار كند ، اسم فاعل از استبداد ، مصدر باب استفعال ( 19 ) - شب و شبگير كرد : به كنايه مراد آنكه از بام تا شام جنگ و پايدارى مىكرد و مىكوشيد - شبگير كردن : صبح بسيار زود حركت كردن مقابل ايوار ( وقت عصر ) كردن ص 1098 ( 1 ) - بنرفت : تمشيت نيافت يعنى كارى از دستش برنيامد باصطلاح امروز كارش نگرفت ، فعل ماضى مطلق منفى با باى تأكيد ( 2 ) - ازل الآزال : اول اولها يا آغاز آغازها - ازل