محمد بن حسين البيهقي

1090

تاريخ بيهقى ( فارسي )

بضم اول و كسر دوم بفرستد ( 23 ) - نبشته آمد : نوشته شد - مرحوم دكتر فياض در حاشيه مىنويسند « از سياق حكايت احتمال مىرود كه اين نبشته از بو سهل باشد نه از بيهقى زيرا خواهد آمد كه بيهقى خود جداگانه معمايى به تقاضاى بو سهل بوزير نبشته و اين حال را شرح داده بنابراين محتمل است اينجا چند كلمه راجع ببو سهل و نوشتن او اين نامه را افتاده باشد » ( 24 ) - مىفرمايد : ظاهرا يعنى خواجه ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ( 25 ) - گفت : يعنى بو سهل حمدوى ( نقل از حواشى دكتر فياض ) ص 992 ( 1 ) - سوى من : به من - سوى شبه حرف اضافه معادل به ( 2 ) - اسكدار : بريد چاپارى ( 3 ) - نغر : بفتح اول و دوم - مرحوم دكتر فياض در حاشيه از ياقوت عبارتى به عربى نقل كرده‌اند كه نشان مىدهد نغر شهرى از سند بوده است ( 4 ) - خداوندزاده : مراد شاهزاده ايزديار ( 5 ) - حرس : بفتح اول و دوم پاسبانان جمع حارس اسم فاعل از حراست و نيز بمعنى - كشيك‌خانه نيز نگاه كنيد به صفحهء 212 شمارهء ( 28 ) ( 6 ) - موكل : بضم اول و فتح دوم و تشديد سوم مفتوح گماشته ، اسم مفعول از توكيل ( 7 ) - فرودآوردند : منزل دادند ( 8 ) - پگاهى : وقت صبح زود يا بامداد پگاه ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 635 شمارهء ( 12 ) ( 9 ) - پوشيده : پنهانى ، قيد وصف و روش ( 10 ) - راست كرده‌اند : آماده ساخته‌اند ( 11 ) - شارستان : قسمت اصلى شهر كه داراى سورى بوده است ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 4 شمارهء ( 25 ) ( 12 ) - خلق : بفتح اول و دوم كهنه ، صفت كرباس ( 13 ) - مدهوش : متحير و سرگشته ، اسم مفعول از دهشت ( 14 ) - دل‌شده : بىقرار - معنى جمله : همگى متحير و بىقرار بودند ، جمله حاليه بحذف فعل ربطى « بودند » ( 15 ) - و : حرف ربط ، مفيد معنى فوريت - معنى جمله بىدرنگ زمين بوس كردند بنشان سپاسگزارى ( 16 ) - نسخت كردم : نوشتم ( 17 ) - ايمان البيعه : سوگندان پيمان و بيعت ( 18 ) - خطهاى ايشان : خط و امضاى آنان ( 19 ) - بستدم : بگرفتم ( 20 ) - سقلاطون : بفتح اول و سكون دوم جامهء پشمين ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 204 شمارهء ( 13 ) ( 21 ) - ملونات : ظاهرا بضم اول و فتح دوم و تشديد سوم مفتوح جمع ملونه مؤنث ملون بمعنى رنگارنگ مىباشد ( 22 ) - قصب : بفتح اول و دوم جامه ابريشمين يا كتان و ابريشم - دستارهاى قصب يعنى عمامه‌هاى ابريشمين ( 23 ) - موزه‌هاى سرخ : پاىافزار ( چكمه ) سرخ ( 24 ) - ستام : بكسر اول ساخت و يراق زين اسب ( 25 ) - معنى جمله : تا بخلق و خوى ما پرورش يابند ( 26 ) - سر پوشيده پرده‌نشين و دوشيزه ، صفت فرزندان ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 419 شمارهء ( 12 ) ( 27 ) - مخاطبه : خطاب ، بتأويل جمله مىرود يعنى خطاب چنين بود ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 7 شمارهء ( 7 ) ( 28 ) - الامير . . . : امير بزرگ برادر ( 29 ) - بجاى نيارند : پى نبرند و در نيابند ( 30 ) - خدمت كردند : مراسم احترام بجاى آوردند ( 31 ) - چهارپر :