محمد بن حسين البيهقي

1086

تاريخ بيهقى ( فارسي )

در برابر دشمن و صبر كردن ( 12 ) - بوى رسيده : بر امير فرودآمده ، صفت قضا ( 13 ) - معنى جمله : ما از عهدهء حكم آسمانى برنمىآئيم و حريف قضا نيستيم ، باصطلاح امروز از پس قضا برنمىآئيم ( 14 ) - صورت بسته است او را : براى وى اين تصور پيش آمده است ( 15 ) - فارغ ناشده : فراغت نيافته ، حال براى فاعل فعل « كنند » يعنى داود و لشكرش ( 16 ) - بر وى كار : از ظاهر كار و حال ( 17 ) - معنى چند جمله : بدان گونه كه از ظاهر حال پى بردم همين‌كه من آنجا برسم امير مسعود بهندوستان مىرود ( 18 ) - بيامد : كذا . . . و عطف است بر « خواهيم بود » نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ( 19 ) - محال : بضم اول باطل و خطا ( 20 ) - استقصا : مخفف استقصاء مصدر باب استفعال بمعنى كوشش تمام كردن و به غايت چيزى رسيدن و تفحص كامل كردن ( 21 ) - وى : مراد امير مسعود ص 987 ( 1 ) - توقيع كرده : در حالى كه امضا كرده باشد و صحه گذاشته ، جملهء حاليه است عطف بر جملهء حاليهء پيش ( 2 ) - ابو الفتح مسعود : اين ابو الفتح مسعود چنان كه در خود اين كتاب تصريح شده داماد وزير احمد بوده ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ( 3 ) - گرفت : آغاز كرد ( 4 ) - روزگار گرفت : طول كشيد و وقت صرف شد ( 5 ) - معنى جمله : خواجه احمد مردى بزرگ و معتبر و صاحب عنوان در نويسندگى بود - مرحوم دكتر فياض در حاشيه نوشته‌اند : استعمال كلمه « چيز » در مقام تفخيم در محاوره امروز هم معمول است ( 6 ) - معنى جمله : خواجه احمد كاردان‌تر و نويسنده‌تر مردى از مردان روزگار بود ( 7 ) - خدمت : اطاعت و فرمانبردارى و احترام گذاشتن ( 8 ) - فرودآمدن : منزل كردن ( 9 ) - تنسم : بوييدن نسيم و پرسيدن خبر ( تاج المصادر ، نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ، مصدر باب تفعل ( 10 ) - بيستگانى : مواجب ماهيانه ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 48 شمارهء ( 16 ) ( 11 ) - اثبات : ثبت نام در دفتر لشكر كردن ، مصدر باب افعال و مقابل آن اسقاط بمعنى افكندن و انداختن از دفتر ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 721 شمارهء ( 8 ) ( 12 ) - عمال : درين عبارت كلمه « عمال » محل نظر است كه شايد عمل يا اعمال بوده است و كلمه « لابدى » كه براى نخستين بار در كتاب ديده مىشود ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) - لابدى : ناچارى ، صفت نسبى از لابد ( 13 ) - معنى جمله : پاسخها را چگونه خواهىنگاشت ( 14 ) - نويسد : قاعدة : نبيسد ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ( 15 ) - نسخت كن : بنويس يا پيش نويس كن ( 16 ) - تغيير فرمود : دستور داد كه تغيير دهم ( 17 ) - گرفت : شايد سهو قلم و زائد باشد و جمله چنين بوده است : و پس بر آن قرار زير فصول مواضعه نبشتم ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ( 18 ) - ادام . . . : خداوند وى را پيوسته نيرو بخشاد و توانائى دهاد ( 19 ) - مناصحت : خير خواهى كردن ، مصدر باب مفاعله ( 20 ) - بنمايد : نشان دهد ( 21 ) - احماد : ستودن ، مصدر