محمد بن حسين البيهقي
1080
تاريخ بيهقى ( فارسي )
ضعيف النفس ( 15 ) - معنى جمله : فريب آنان را خورد ( امير ) ( 16 ) - دربر كلاغ : در نسخهبدل « در پر كلاغ » آمده است - در پر كلاغ نهاد به كنايه يعنى نابود و هلاك كرد ؛ مقايسه شود با تعبير عربى طارت به العنقاء بمعنى هلاك كرد ، نگاه كنيد بمنتهى الارب فى لغة العرب ذيل ( ع ن ق ) - دربر كلاغ نهاد بمعنى در پيش كلاغ نهاد تا ببرد و نابود كند - ظاهرا بهر دو صورت قابل تأويل است ( 17 ) - جزم : بفتح اول و سكون دوم قاطع و استوار ( 18 ) - كه پيدا آيد : در چاپ سال 1324 تاريخ بيهقى تصحيح دكتر فياض « كه چه پيدا آيد » آمده است كه به نظر مىرسد در اينجا « چه » باشتباه چاپى افتاده باشد ( 19 ) - نيكوكارى : كارى نيك و مراد ضيافتى خوب ( 20 ) - نماز پيشين : نماز ظهر ص 979 ( 1 ) - مظالم كرد : بفتح اول داددهى و دادرسى كرد ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 194 شمارهء ( 7 ) ( 2 ) - بپراگنيد : متفرق شويد - مرحوم دكتر فياض در حاشيه نوشتهاند : به نظر من بايد جمله چنين باشد « امير گفت مپراكنيد كه كوتوال امروز هم ( يعنى مانند ديروز ) چيزى ( يعنى طعامى ) ساخته است ( 3 ) - سرايچه : مصغر سراى ( سراى كوچك ) ( 4 ) - دهليز : بكسر اول و سكون دوم و كسر سوم دالان و دالانه ( 5 ) - بنشاندند : بازداشت كردند ( 6 ) - خانهسرا : ظاهرا مراد خانهاى كه قصر گونه باشد نظير بستانسرا كه بمعنى سرا بستان است ( 7 ) - معنى جمله : روز پيش نيز آنها را به همين ترتيب بخوان برده بودند ( اما اين بار بحبس و بازداشت ) ( 8 ) - فروگرفتند : تصرف كردند ( 9 ) - بنه شد : بنشد يعنى نرفت ( 10 ) - راست كرده بود : نهانى قرار گذاشته بود و توطئه كرده ( 11 ) - نشسته : در حال جلوس ، حال براى وزير و بو سهل ( 12 ) - على دايه : همان سپاه سالار على است ، نيز نگاه به صفحهء 755 شمارهء ( 8 ) ( 13 ) - مشرف : بضم اول و سكون دوم و كسر سوم ناظر و ديدهور و خبردهنده ( 14 ) - سباشى : بضم اول حاجب بزرگ ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 667 شمارهء ( 8 ) ( 15 ) - كمركش : شايد سپركش . يادداشت آقاى مينوى « شايد كمركش او يكى از غلامان او بوده است كه نگهدارى كمربند و شمشير و حمايل و غير آن كار او بوده است » نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض - كمركش در لغتنامهء دهخدا بمعنى دلير و بهادر و دامنهء كوه و بركشيدهء بلند و وسط چيزى ضبط شده است ( 16 ) - تبجيل : بزرگداشت و اكرام ، مصدر باب تفعيل ، سعدى در بوستان در نعت حضرت رسول فرمايد : خدايت ثنا گفت و تبجيل كرد * زمين بوس قدر تو جبريل كرد ( 17 ) - خشك شد : متحير و مبهوت شد ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 906 شمارهء ( 15 ) ( 18 ) - بگرفتندش : او را بازداشت كردند ( 19 ) - طومار : بضم اول نامه و مكتوب ( 20 ) - از بر قبا : از پهلوى قبا