محمد بن حسين البيهقي
1068
تاريخ بيهقى ( فارسي )
از مجرد سهم ( 21 ) - مصافات : با هم دوستى خالصانه داشتن ، مصدر باب مفاعله از مجرد صفا ( 22 ) - نيم رسول : فرستاده گونه يا به منزلهء سفير ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 69 شمارهء ( 21 ) ص 962 ( 1 ) - نوخاستگان : نورسيدگان مراد تركمانان ، صفت جانشين موصوف ( 2 ) - مقام : بضم اول اقامت ، مصدر ميمى ( 3 ) - كشيديم : رانديم و رفتيم ( 4 ) - از : حرف اضافه است براى توضيح بمعنى از جهت و از نظر ، فردوسى فرمايد : يكى زشت را كرد گيتى خديو * كه از كتف ما رست و از چهره ديو ص 746 ج 3 شاهنامه ، چاپ بروخيم ( 5 ) - حرث : بفتح اول و سكون دوم كشت و كشتزار - نسل : زه و زاد و فرزند - اين دو كلمه مأخوذ است از آيهء 202 سورهء بقره ( 2 ) ( 6 ) - چيزى نكاشته : چيزى نكاشته بودند يا كشت نشده بود ، جملهء حاليه بحذف فعل معين - مرحوم دكتر فياض در حاشيه نوشتهاند « شايد : بنگذاشته بهر حال محل تأمل است » ( 7 ) - بدانجايگاه رسيده : در نسخهبدل « رسيد » بجاى « رسيده » - ممكن است جملهء حاليه باشد بحذف « بود » - معنى جمله : كار بهآنجا كشيد كه اندكى علف به قيمت يك دينار مثلا بدست آورده نمىشد ( 8 ) - شده : شده بود ، جملهء حاليه بحذف « بود » ( 9 ) - نايافت : ناياب ( 10 ) - يكسوارگان : يكهتازان ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 950 شمارهء ( 11 ) ( 11 ) - خرد مردم : مردم طبقه پائين و خردهپا ، خرده مردم ، نگاه كنيد به صفحهء 883 شمارهء ( 7 ) ( 12 ) - سرائيان : جمع سرائى منسوب بسرا ، مراد غلامان مخصوص خدمت در سراى سلطان ، فرخى فرمايد : هرگز بكجا روى نهاد اين شه عالم * با حاشيهء خويش و غلامان سرائى ( نقل از لغتنامهء دهخدا ) ( 13 ) - لجاج : بفتح اول سرسختى و ستيزه ( 14 ) - مكاشفت : آشكارا دشمنى ورزيدن ، مصدر باب مفاعله ( 15 ) - خورد : خوردنى و خوراك ، اسم ( 16 ) - ثقات : بكسر اول معتمدان جمع ثقه ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 465 شمارهء ( 5 ) ( 17 ) - تعريض : به كنايه سخن گفتن ، مصدر باب تفعيل ( 18 ) - فراخ يافت : بسيار يافت و فراوان ، صفت مركب ، مسند ( 19 ) - واسطهء خراسان : واسطة العقد خراسان ، مقصود شهر بزرگ و آباد ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 262 شمارهء ( 22 ) ( 20 ) - پيچيده : درهم و گرهخورده و دشوار ( 21 ) - سابق : پيشى - جوينده ، مرحوم دكتر فياض در حاشيه نوشتهاند « شايد هم سائق » سائق اسم فاعل از سوق بمعنى راننده ( 22 ) - نادره : حادثه شگفت و اتفاق ناگهانى ( 23 ) - داوريهاى فاحش : دشمنى و مخالفت و جدال از حد در گذشته ( 24 ) - برداشتن : در اينجا طى كردن و نورديدن - منازل برداشتن : طى منزلها و مرحلههاى راه ( 25 ) - آن بالا گرفته بود : مرحوم دكتر فياض در حاشيه نوشتهاند « شايد : آن آتش بالا گرفته »